به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، جواهریان با ساخت آثاری چون «بارون میاد جرجر»، «دویدم و دویدم»، «یکی بود یکی نبود» «بعله…!» و مجموعه «عروسیه عروسیه» سهمی قابل توجه در شکلگیری بخشی از خاطرات تصویری کودکان و نوجوانان داشته است. برخی از این آثار علاوه بر حضور در جشنوارههای داخلی، در رویدادهای بینالمللی نیز مورد توجه قرار گرفتهاند.
او در گفتگو با خبرآنلاین درباره مسیر شکلگیری انیمیشن کودک، تجربه سالها فعالیت در این حوزه و وضعیت امروز سینمای انیمیشن و همچنین اهمیت برگزاری جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان صحبت کرد.
شما فعالیت خود را در حوزه انیمیشن در دورهای آغاز کردید که این هنر هنوز در ایران جایگاه و نمود چندانی نداشت. چه چیزی باعث شد به انیمیشن علاقهمند شوید؟
زمانی که ما فعالیت خود را آغاز کردیم، انیمیشن هنوز در ایران به شکل جدی پا نگرفته بود. شاید یکی از مهمترین عواملی که ما را به این حوزه علاقهمند کرد، جشنواره فیلمهای کودکان بود. آن زمان نه موبایلی وجود داشت و نه امکاناتی برای دسترسی آسان به فیلمهای مختلف. امکان تماشای فیلمهای خوب نیز بسیار محدود بود اما آنقدر به سینما و فیلم علاقه داشتیم که برای حضور در جشنواره، ساعتها زودتر از شروع برنامه به سینما میرفتیم. خاطرم هست این جشنواره در سینما فرهنگ برگزار میشد و ما گاهی دو ساعت زودتر در صف میایستادیم تا بتوانیم بلیت تهیه کنیم و فیلمها را ببینیم. همین تجربه، زمینهساز آشنایی من با هنر انیمیشن شد. بعدها نیز به کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان رفتم و در آنجا با فیلمسازان و هنرمندان بیشتری آشنا شدم. هنرمندانی مانند استاد نورالدین زرینکلک، مرتضی ممیز، فرشید مثقالی و علیاکبر صادقی از جمله افراد معتبری بودند که در کانون به آموزش هنرجویان اشتغال داشتند ما از این بزرگان بسیار آموختیم و مسیرمان را ادامه دادیم. بعدها دوره فوقلیسانس انیمیشن برگزار شد و در آن شرکت کردم و پذیرفته شدم. فکر میکنم ۱۷ نفر برای این دوره پذیرفته شده بودند.
اشاره کردید که جرقه اولیه علاقه شما به انیمیشن در جشنوارهای مختص فیلمهای کودکان زده شد. آیا در آن جشنواره فیلم انیمیشن خاصی دیدید که این علاقه را در شما ایجاد کند؟ و یا تنها جذب جادوی تصاویر متحرک شدید؟
بله. فکر میکنم جادوی تصویر در آن زمان برای ما بسیار جذاب بود. یادم هست فیلم انیمیشن «لاین» یا «خط» در آن جشنواره به نمایش درآمد. احتمالاً خیلیها آن را دیدهاند. ابتدای هر سانس، حدود دو یا سه دقیقه از این اثر را نمایش میدادند و برای ما بسیار جذاب و تازه بود. در این فیلم یک خط به یک شخصیت تبدیل میشد و اتفاقات مختلفی برای آن رخ میداد. فیلمهای دیگری هم بود و این چنین مسیر زندگی من با سینمای انیمیشن گره خورد. دیگر این حوزه را رها نکردم و تا امروز در همین مسیر ادامه دادهام و همچنان مشغول فعالیت هستم.
در آن دوره، جشنوارهها احتمالاً تنها بستری بودند که امکان تماشای فیلمهای مختلف را فراهم میکردند.
بله به خصوص برای من که بسیار علاقهمند بودم. البته در دوره ای جشنواره فیلمهای کودکان متوقف شد و شرایط دشوارتر شد. ما سعی میکردیم برای اینکه از جریان روز سینمای جهان عقب نمانیم به کشورهای دیگر سفر کنیم و در جشنوارههای مختلف حضور داشته باشیم. آن زمان هنوز اینترنت و تلفن همراه وجود نداشت و ارتباط با جهان بسیار محدود بود. ما مجبور بودیم هزینه زیادی صرف سفر کنیم، در جشنوارهها حضور پیدا کنیم و از این طریق با تکنولوژی و روند تولید در دنیا به روز بمانیم.

انیمیشنهای شما از فضای فولکلور بهره زیادی گرفته است. برخی از این آثار در میان مردم، شناختهشدهتر هم هستند. چه شد که به سراغ فرهنگ عامه و فولکلور رفتید و تلاش کردید در این زمینه تجربههای بیشتری داشته باشید؟
چند نکته در این زمینه برای من اهمیت داشت. من هم کودکان و هم فرهنگ سرزمینم را بسیار دوست دارم. از سوی دیگر، احساس میکردم سالهاست فرهنگ غرب به دلیل برخورداری از امکانات گسترده، تأثیر زیادی بر کودکان ما میگذارد. به ویژه زمانی که اینترنت و تلفن همراه وارد زندگی مردم شد و کودکان به راحتی به محصولات فرهنگی کشورهای مختلف دسترسی پیدا کردند. طبیعی بود که این مسئله بر ذهن و نگاه آنها تأثیر بگذارد. به همین دلیل به سراغ فرهنگ ایرانی، ادبیات فولکلور و قصهها و شعرهای عامیانه رفتم. ادبیات فولکلور برای من جذابیت زیادی دارد، چون وابسته به طبقه اجتماعی یا میزان امکانات افراد نیست. ممکن است فردی امکانات چندانی نداشته باشد، اما با عشق برای فرزندش شعر یا قصهای بخواند. این ادبیات معمولاً ریتم دارد و همین ویژگی برای کودکان بسیار جذاب است. بخش زیادی از این شعرها و روایتها نیز سینه به سینه منتقل شدهاند و بعدها برخی از آنها به شکل مکتوب درآمدهاند. من در کارهایم از این ادبیات، به ویژه به دلیل ریتمیک بودن آن، استفاده کردم چون کودکان ریتم را دوست دارند. در کنار آن، گرافیک ایرانی و موسیقی ایرانی را هم وارد آثار خود کردم. در واقع سه عنصر مهم را در کنار یکدیگر قرار دادم که شامل ادبیات ایرانی، گرافیک ایرانی و موسیقی ایرانی بود تلاش کردم با ترکیب این سه عنصر، جذابیتی برای کودکان ایجاد کنم به گونهای که حتی بدون اینکه خودشان متوجه باشند، فرهنگ ایرانی در ذهنشان نهادینه شده و هویت ملیشان تقویت شود.
شما سالها با کودکان کار کردهاید، دوست داریم از خاطراتتان با بچه ها بیشتر بگویید و تعاملی که دارید.
چند بار این فرصت را داشتم که در سینما با کودکان و خانوادههایشان مواجه شوم و درباره آثار با آنها صحبت کنم اما نکته مهمتری وجود دارد که دوست دارم درباره آن صحبت کنم. به نظر من ما در یک دوره کودکانمان را تا حد زیادی رها کردیم. جمعیت قابل توجهی از کودکان در کشور داریم اما به نظر میرسد در سالهای اخیر توجه کافی به آنها نشده است. وقتی ما خوراک فرهنگی مناسب برای کودکان تولید نکردیم آنها به سراغ منابع دیگری رفتند ماهواره دیدند یا از طریق تلفن همراه و اینترنت به محتواهایی دسترسی پیدا کردند که گاهی با فرهنگ و هویت ما فاصله داشت.
در طول سالهایی که برای کودکان فعالیت کردهاید، خاطرهای شیرین و ماندگار از مواجهه با مخاطبان کودک دارید که برای خودتان حالت نوستالژیک داشته باشد؟
روزی از کانون به سمت منزل میرفتم. سوار ماشینی شدم که چند نفر دیگر هم داخل آن بودند. در طول مسیر تلفنم زنگ خورد و فردی با من تماس گرفت. مشغول پاسخ دادن به تلفن بودم و اصلاً متوجه نبودم که یک مادر و فرزندش نیز در ماشین حضور دارند. مادر متوجه شد که من در حوزه فیلم کودک فعالیت میکنم و بعد از مدتی گفت: «ببخشید، من متوجه شدم که شما فیلم ساختهاید. فرزندم فیلمی را خیلی دوست دارد. از کجا میتوانم آن را تهیه کنم؟» پرسیدم: «اسم فیلم چیست؟» گفت: «بارون میاد جر جر» در همان لحظه به مقصد رسیدیم و قرار بود همه از ماشین پیاده شوند. به آن مادر گفتم: «آن فیلم را من ساختهام.» واقعاً باید میدیدید که این مادر چطور تحت تأثیر قرار گرفت و اشک در چشمانش جمع شد. برایش بسیار عجیب بود که سازنده اثری که فرزندش هر روز دوست دارد آن را ببیند، اتفاقاً در همان ماشین کنار او نشسته است. نوع واکنشش برای من هم خیلی شیرین و ماندگار بود چون نشان داد یک اثر کودکانه چگونه میتواند سالها در ذهن و زندگی یک کودک و خانوادهاش باقی بماند. ما از ماشین پیاده شدیم و من آن مادر و فرزندش را در آغوش گرفتم. مادر واقعاً نمیخواست مرا رها کند و من هم از این اتفاق بسیار لذت میبردم. بعدها افراد زیادی به من گفتند که فرزندشان بدون تماشای «بارون میاد جر جر» غذا نمیخورد و برای اینکه بتوانند به کودکشان غذا بدهند، فیلم را پخش میکنند و او مشغول تماشا میشود تا بتوانند غذایش را به او بدهند. این برای من بسیار شیرین بود.
اما ارزشمندترین خاطراتم مربوط به کودکانی است که در سیستان و بلوچستان به تماشای آثار من نشستند. یا کودکان دارای معلولیت که این فیلمها را تماشا کردند. دیدن شادی و هیجان آنها برای من واقعاً لذت بخش بود.
با وجود سالها فعالیت در سینمای کودک آیا هنوز شوق کار کردن و تولید اثر در شما وجود دارد؟
بله من همچنان مشغول کار هستم و اگرچه در این سالها تجربههای زیادی کسب کردهام و جوایز متعددی گرفتهام، اما همچنان دغدغه فرهنگسازی و تقویت هویت ملی کودکان ایرانی برایم بسیار مهم است، البته بعد از ساخت «یکی بود، یکی نبود» بسیار خسته شدم. برای آن فیلم بیش از ۱۵ بار موسیقی را تغییر دادم و تجربه تولید آن بسیار فرسایشی بود.
هم اکنون فیلمی در دست تولید دارم که درباره کودکان کار در جهان است؛ کودکانی که تقریباً هیچ چیز ندارند؛ نه خانوادهای مناسب، نه بهداشت، نه امکان تحصیل و نه بسیاری از حقوق اولیه دوران کودکی. امیدوارم فیلم به شکل خوبی به پایان برسد و بتوانم آن را در جشنوارههای مختلف جهان نمایش دهم تا مخاطبان ببینند این کودکان تا چه اندازه مورد ظلم قرار میگیرند. شاید این فیلم بتواند تلنگری باشد و توجهی را به وضعیت کودکان کار در جهان جلب کند.
اشاره کردید که امروز به دلیل گسترش اینترنت، منابع و تجهیزات بسیار بیشتری در اختیار فیلمسازان قرار گرفته است. وضعیت سینمای انیمیشن ایران در شرایط فعلی را چگونه ارزیابی میکنید. آیا این هنر توانسته دارای ابعادی صنعتی در کشور باشد؟
از اینکه امکانات و دسترسی به اطلاعات بیشتر شده، بسیار خوشحالم. به عقیده من انیمیشن در ایران حالا دارای وجوه صنعتی است و برخی از این آثار فروش مناسبی را نیز تجربه میکنند. در این میان، انیمیشن کوتاه همچنان جایگاه بسیار مهمی دارد.
آثار کوتاه ما تجربه خوبی هم در جشنوارههای خارجی داشتند، آثار شما نیز در کشورهای دیگر اکران شدند؟
بله من تجربه خوبی از نمایش یکی از فیلمهایم در فرانسه دارم. فیلم به زبان فرانسه دوبله شده بود و برای کودکان مدارس نمایش داده میشد. خودم در آن نمایش حضور نداشتم اما شنیدم کودکان استقبال بسیار خوبی از فیلم کرده بودند. حتی هنگام خروج از سالن، بعضی از آنها همچنان با ریتم و موسیقی فیلم همراهی میکردند و برخی واژههایی را که در این انیمیشن شنیده بودند، تکرار میکردند. فیلم «بارون میاد جر جر» حدود پنج سال در فرانسه نمایش داده شد. آنجا برای کودکان برنامههای بسیار جالبی برگزار میکنند. بچهها را از مدارس به سینما میآورند و فیلمهایی از کشورهای مختلف برایشان نمایش میدهند؛ از ایران، هند، آمریکا، کشورهای اروپایی و دیگر نقاط جهان.
5959


