تینا مزدکی_ پدیده استفاده از فیلترشکن در ایران دیگر یک رفتار محدود به نسل جوان یا نخبگان فناوری نیست، بلکه به یک ضرورت زیستی و عمومی تبدیل شده است. آمارهای رسمی و پژوهشهای معتبر نشان میدهند که ضریب نفوذ اینترنت در کشور به مرز ۸۵ تا ۸۸ درصد رسیده و بیش از ۸۰ درصد از جامعه کاربران ایرانی ناچار به استفاده روزانه از فیلترشکنها هستند. طبق اعلام مراجع رسمی، این آمار کلان جمعیتی حتی از کل جمعیت فعال اینترنت در بسیاری از کشورهای توسعهیافته جهان فراتر رفته و ابعاد یک پدیده کاملاً عمومی به خود گرفته است. با این حال، استفاده مداوم از این ابزارها پیامدهای جانبی زیادی برای کاربران به همراه دارد.
مالیات تحمیلی بر پهنای باند؛ چگونه فیلترشکن ترافیک اینترنت را میبلعد؟
اولین و ملموسترین ضربهای که کاربر نهایی پس از روشن کردن فیلترشکن احساس میکند، سرعت سرسامآور اتمام حجم بستههای اینترنتی است. این پدیده یک تصور توهمآمیز نیست، بلکه ریشه در یک مکانیسم فنی مشخص و سیاستهای تعرفهگذاری اپراتورها دارد.
از نظر فنی، ابزارهای عبور از فیلترینگ برای ایجاد ارتباط امن و دور زدن مسدودسازی، اقدام به رمزنگاری دادهها و عبور دادن آنها از کانالهای رمزگذاریشده یا همان «تونلینگ» میکنند. این فرآیند باعث به وجود آمدن بار کاری یا سربار رمزگذاری (Encryption Overhead) اضافی میشود که حجم دادههای ارسالی و دریافتی را بین ۵ تا ۲۰ درصد افزایش میدهد. میزان این افزایش ترافیک مستقیماً به نوع پروتکل مورد استفاده بستگی دارد؛ به طوری که برخی پروتکلهای بسیار امن ترافیک اینترنت مصرفی کاربر را تا ۲۰ درصد افزایش میدهند. این یعنی دریافت یک فایل ۱۰۰۰ مگابایتی، عملاً ۱۲۰۰ مگابایت از بسته کاربر کسر میکند.
علاوه بر سربار رمزگذاری، فاکتور دومی که هزینه کاربران را به شدت بالا میبرد، نحوه محاسبه تعرفه ترافیک داخلی و بینالمللی است. طبق قوانین رگولاتوری، هزینه ترافیک داخلی (سایتها و اپلیکیشنهایی با سرورهای درون کشور) با تخفیف ۵۰ درصدی یا بیشتر نسبت به اینترنت بینالملل محاسبه میشود. اما زمانی که فیلترشکن کاربر روشن است، تمام ترافیک دستگاه حتی درخواست برای باز کردن یک سایت دولتی یا بانکی داخلی به سمت سرورهای خارجی هدایت شده و سپس به ایران بازمیگردد. در این حالت، آدرس آیپی خارجی جایگزین آیپی داخلی شده و اپراتور کل مصرف کاربر را با تعرفه تمامبهای بینالمللی محاسبه میکند. همچنین، بسیاری از برنامهها و سرویسهای مسدود یا تحریم شده، به محض روشن شدن ویپیان در پسزمینه شروع به بهروزرسانی خودکار میکنند که این امر نیز حجم عظیمی از بسته اینترنت کاربر را بدون اطلاع او مصرف میکند.
وقتی پردازنده گوشی زیر بار فیلترشکنها نابود میشود
پیامدهای فیلترینگ تنها به قبضهای گرانقیمت اینترنت محدود نمیشود؛ سختافزار گوشیهای هوشمند که در شرایط اقتصادی فعلی با قیمتهای نجومی در بازار عرضه میشوند، قربانیان خاموش این چرخه معیوب هستند.
هنگامی که یک نرمافزار فیلترشکن فعال میشود، پردازنده مرکزی (CPU) دستگاه ناچار است به صورت مداوم الگوهای پیچیده ریاضی را برای رمزنگاری تکتک بستههای داده ورودی و خروجی اجرا کند. این پردازش مداوم و سنگین، پردازنده را مجبور میکند تا در فرکانسهای بالا فعالیت کند که نتیجه مستقیم آن تولید حرارت بسیار زیاد در بدنه دستگاه است. از سوی دیگر، مسدودسازی مداوم پروتکلها توسط سیستمهای فیلترینگ باعث میشود فیلترشکن به طور مداوم ارتباط خود را با سرور از دست بدهد. تلاش مداوم مودم سختافزاری گوشی برای اسکن شبکه، یافتن پورتهای باز و اتصال مجدد به سرورهای واسط، مصرف انرژی دستگاه را به نقطه اوج میرساند.
این حرارت مداوم و بالا رفتن تعداد دفعات شارژ به دلیل تخلیه سریع باتری، آسیبهای فیزیکی جبرانناپذیری به قطعات داخلی وارد میکند. بررسیهای آزمایشگاهی نشان میدهند که روشن بودن فیلترشکن در پسزمینه تأثیر چندانی بر باتری ندارد، اما در حین مرور وب فعال، میتواند میزان مصرف باتری را تا ۲۸.۷۴ درصد افزایش دهد. در نتیجه، کاربران مجبور میشوند روزانه چندین بار گوشی خود را به شارژر متصل کنند. این رفتار تحمیلی، سرعت فرسودگی باتریهای لیتیوم-یونی را چند برابر کرده و عمر مفید گوشیهای هوشمند را که باید به طور متوسط ۴ تا ۵ سال باشد، به شکل چشمگیری کاهش میدهد.
بدافزارها و نشت اطلاعات؛ بهای سنگین ناامنی در فضای مجازی
شاید نگرانکنندهترین پیامد فیلترینگ، فرسایش شدید لایههای امنیتی در دستگاههای کاربران و زیرساختهای کشور باشد. اصرار بر مسدودسازی پلتفرمهای پرکاربرد، میلیونها کاربر را که دانش فنی کافی ندارند به سمت استفاده از فیلترشکنهای رایگان، نامعتبر و غیررسمی سوق داده است.
بسیاری از این برنامههای فیلترشکن رایگان، رفتارهای مشکوک امنیتی از خود نشان میدهند. از آنجایی که نگهداری سرورهای ویپیان هزینهبر است، ارائهدهندگان ابزارهای رایگان برای تامین هزینههای خود اقدام به جمعآوری اطلاعات مرورگر، رصد کوکیها، تزریق تبلیغات پنهان و حتی فروش دادههای خصوصی کاربران به شرکتهای ثالث میکنند. علاوه بر این، بسیاری از این نرمافزارها دچار نقصهای فنی جدی مانند نشت دیاناس (DNS Leak) و نشت وبآرتیسی (WebRTC Leak) هستند. این نقصها باعث میشود که با وجود روشن بودن ویپیان، آدرس آیپی حقیقی و موقعیت جغرافیایی دقیق کاربر فاش شود و حریم خصوصی او در معرض آسیب مستقیم قرار گیرد.
در ابعاد بزرگتر، نصب این برنامهها راه را برای ورود انواع بدافزارها و ویروسها به درون سیستمعامل گوشی باز میکند. بدافزارها با نفوذ به حافظه موقت و دسترسی به اطلاعات حساس، بسترساز هکهای زنجیرهای دستگاههای شخصی و نشت اطلاعات بانکی و هویتی میشوند. فیلترینگ به طور مستقیم با مجبور کردن کاربران به غیرفعالسازی سیستمهای حفاظتی پیشفرض یا دانلود برنامهها از منابع غیررسمی، دیوار دفاعی کاربران را آوار کرده است. تداوم این وضعیت نه تنها حریم خصوصی تکتک شهروندان را نقض میکند، بلکه با انتقال بدافزارها به دستگاههای متصل به درگاههای بانکی، کل شبکه بانکی و زیرساختهای مالی کشور را به شدت آسیبپذیر و در معرض نفوذ گروههای هکری قرار داده است.
هزینه اضافی که از جیب کاربر پرداخت میشود
بازار خرید و فروش ابزارهای دور زدن فیلترینگ در ایران به یک صنعت زیرزمینی، بدون مالیات و به شدت سودآور تبدیل شده که برآوردهای مالی آن حیرتانگیز است. آمارهای ارائه شده توسط مقامات رسمی و نهادهای صنفی، ابعاد وحشتناک این تجارت سیاه را آشکار کرده است
بر اساس جدیدترین آمارهای تیرماه، کاربران روزانه حدود ۱۲۶ میلیارد تومان و ماهانه نزدیک به ۳ هزار و ۷۷۰ میلیارد تومان (۳.۷۷ همت) برای خرید فیلترشکنهای پولی هزینه میکنند. بر اساس این آمار، هزینه سالیانه خرید فیلترشکنهای پولی در کشور حدود ۴۵ تریلیون و ۲۸۸ میلیارد تومان معادل ۴۵.۲ همت تخمین زده میشود. این گردش مالی نجومی در حالی رخ میدهد که درآمد سالانه شرکتی بزرگ مانند ایرانسل ۳۰ هزار میلیارد تومان عنوان شده است. این در حالی است که بازار مافیای فیلترشکن بدون دغدغههایی نظیر پرداخت مالیات، بیمه کارکنان، ثبت برند، بازاریابی رسمی و لایسنسهای قانونی، درآمدی بیشتر از مجموع این دو بنگاه بزرگ اقتصادی کشور کسب میکند.
این هزینه به طور مداوم از جیب شهروندانی پرداخت میشود که برای سادهترین ارتباطات روزمره، آموزش یا کسبوکار خود ناچار به خرید نسخههای اشتراکی فیلترشکن (با قیمت میانگین ۱۵۰ هزار تومان در ماه) هستند. این فرآیند منجر به انتقال سازمانیافته ثروت از دهکهای میانی و ضعیف جامعه به جیب شبکه مالی پنهان و پایدار فیلترشکنفروشها شده است. تداوم سیاست مسدودسازی، بقای این شبکه پنهان را تضمین میکند. به طوری که حتی ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، اعتراف میکند که گردش مالی خیرهکننده مافیای فیلترشکن به چنان قدرت و نفوذی رسیده که اکنون «زور دولت هم به آن نمیرسد».
در نهایت، آنچه از دل این آمار بیرون میآید، تصویری از کاربری است که در هر نقطه از این چرخه، بهای یک سیاست را بهتنهایی پرداخت میکند. او برای باز کردن یک صفحه ساده، حجمی بیشتر از بسته اینترنتش را از دست میدهد؛ گوشیاش زیر بار رمزگذاری مداوم داغ میکند و باتریاش زودتر از موعد فرسوده میشود؛ و برای همین دسترسی ابتدایی، اطلاعات شخصی و حتی بانکیاش را به دست برنامههایی ناشناس میسپارد که هیچ نهادی پاسخگوی عملکردشان نیست. در پایان این مسیر، او ماهانه رقمی قابلتوجه از درآمدش را هم به جیب بازاری میریزد که نه مالیات میدهد، نه قانونی است، نه حتی پاسخگوی دولت. کاربر ایرانی، در سیاستی که قرار بود از او محافظت کند، حالا هزینهی مالی، فیزیکی و امنیتیاش را بهطور کامل و تنها بر دوش میکشد.
۲۲۷۳۲۳


