به گزارش خبرنگار مهر، با محوریت مؤلفههای هیئت، اربعین و مقاومت، صبح شنبه ۳ مرداد ۱۴۰۵ با حضور حجتالاسلام محسن قنبریان استاد حوزه و دانشگاه در نشست علمی «فناوری اجتماعی تحقق خونخواهی» با محوریت مؤلفههای هیئت، اربعین و مقاومت به تبیین داراییها و کاستیهای فناوری اجتماعی هیئت و اربعین برای تحقق خونخواهی پرداخت.
دو رکن اساسی هر نهضت از منظر امام راحل
حجتالاسلام قنبریان در ابتدای این نشست با استناد به اندیشههای بنیانگذار جمهوری اسلامی، نیازهای هر نهضت و حرکت عمومی را در دو اصل خلاصه کرد و گفت: حضرت امام (ره) در مجموعه «فیشهای هنر» (۲۲/۷/۹۰) میفرمایند: «یکی از چیزهایی که در هر حرکت عمومی و در هر نهضت لازم است، این است که بر اساس تفکرات و مبانی پایهای این نهضت، بایستی واژهسازی شود.» ایشان تأکید میکنند که این واژهسازی، جوهره اصلی گفتمانسازی است؛ چرا که هر گفتمانی نیازمند دستگاه واژگانی اصیل خود است. امام (ره) در ادامه میفرمایند: «هم بایستی واژهسازی بشود، هم بایستی نهادسازی بشود» که این نهادسازی شامل نهادهای مردمی و حاکمیتی است.
تمایز «قصاص» و «ثار»؛ تعیین کف و سقف خونخواهی
این استاد حوزه و دانشگاه، دستگاه واژگانی هیئت را حلقه اتصال دانش حوزوی و عامه مردم دانست و افزود: هیئت باید مفاهیم خنثی مانند «مجازات و انتقام» را در دستگاه واژگانی شیعه به «خونخواهی» و «ثار» تبدیل کند.
وی با اشاره به ضرورت تعیین «کف و سقف» مفاهیم تصریح کرد: در ادبیات دینی ما «قصاص» کف و «ثار» سقف مفهوم خونخواهی است. هر خونی قصاص دارد، اما هر خونی «ثار» ندارد. در فرهنگ شیعی، «ثارالله و ابن ثاره» برای امیرالمؤمنین و سیدالمظلومین، پس از اجرای قصاص قاتلان (ابن ملجم و قتله کربلا) متولد شد. اگر این کف و سقف تبیین نشود، دچار تقلیلگرایی میشویم و تصور میکنیم با اجرای قصاص، کار تمام شده است.
منطق تعیین خونبها
قنبریان در بخش دیگری از سخنانش به «منطق تعیین خونبها» پرداخت و گفت: نمیتوان هر آرزویی را ذیل خونخواهی یک شهید تعریف کرد. منطق خونبهای سیدالمظلومین را خود معصومین مشخص کردهاند. بر اساس روایت ابوحملی ثمالی از امام باقر (ع)، قیام اباعبدالله برای «فرج» بود، اما شهادت ایشان باعث شد فرج دچار «کَرب» شود و به سال ۱۴۰ هجری موکول گردد.
وی افزود: رهبر شهید ما نیز دقیقاً بر همین منطق، خونبهای بیشتر از قصاص برای شهید سلیمانی را «اخراج آمریکا از منطقه» تعریف کردند. این یعنی خونخواهی باید در دامنه فرج و گرهگشایی از امت تعریف شود، نه امور شخصی و سلیقهای.
خیر عمومی ترجمان خونخواهی
این پژوهشگر انقلابی با تأکید بر ضرورت ترجمان درست مفاهیم شیعی در دنیای مدرن، به نقل قولی مهم از رهبر شهید اشاره کرد و گفت: ایشان میفرمودند: «ظرافت پیوند دین و دنیا، جوهره مکتب امام است.» اگر در عصر سکولاریسم به این ظرافت توجه نکنیم، خونخواهی «هزینه اضافی» یا «مقابل منافع ملی» تلقی میشود.
قنبریان ادامه داد: خونخواهی باید به عنوان یک «خیر عمومی» معرفی شود. همانطور که اخراج آمریکا از منطقه، خیر ایران، عراق، کویت، عمان و کل منطقه است، هیئت و منبر باید این پیام را به جامعه مخابره کنند که خونخواهی، خیرخواهی برای کل بشریت است. این مفاهیم عمیق سپس باید از طریق دستگاه ادبی و هنری هیئت (شعر، مداحی و کتیبه) عمومیسازی شود.
کاستی اول: عدم میزبانی از «دیگریها» در گفتمان هیئت وی در بخش دوم سخنانش به کاستیهای موجود در گفتمانسازی و نهادسازی پرداخت و گفت: بزرگترین کاستی ما در گفتمانسازی این است که از «دیگریها» میزبانی نمیکنیم. هیئت و مناسک اربعین ظرفیت آن را دارد که همانطور که در گذشته زرتشتیان، هندوها و اصناف مختلف (مانند رسول ترکها و لوطیها) را در عزاداریها میزبانی میکرد، امروز نیز پذیرای دیگریها باشد.
قنبریان با انتقاد از انحصارگرایی زبانی در برخی هیئتها افزود: امروز مهمترین «دیگریهای» ما، روشنفکران، تحصیلکردهها و کسانی هستند که خود را شهروند جهانی میدانند. اگر گفتمان خونخواهی صرفاً با ادبیات خاص حزب اللهی و پرچمهای عربی بیان شود، ارتباطی با این طیف نمیگیرد. ما باید ظرفیت ۹۰ میلیون ایرانی را داشته باشیم؛ نه با تقلیل دادن اصالتها، بلکه با میزبانی از دیگران تا حرکتی مصون و عمومی شکل بگیرد، همانطور که در کمپینهای جهانی برای غزه یا دادگاههای مردمی بینالمللی شاهد بودیم. کاستی دوم: ارتباط یکسویه با نهادهای حاکمیتی این استاد دانشگاه کاستی دوم را در حوزه «نهادسازی» دانست و گفت: هیئت باید از دل خود نهادهای مردمی خونخواهی را بیرون بدهد تا بتواند با نهادهای حاکمیتی دیالوگ دوسویه داشته باشد.
وی با گلایه از رویکرد برخی نهادهای امنیتی و حاکمیتی تصریح کرد: متأسفانه جلسات ما گاهی یکسویه است؛ آقای امنیتی میآید و صرفاً میگوید «فلان کار مقدور نیست» و ما باید بپذیریم. این در حالی است که در طول این سالها ثابت شده بسیاری از چیزهایی که گفته میشد مقدور نیست، در عمل مقدور بوده است. عصاره نخبگانی هیئتها باید بتواند با نهادهای حاکمیتی چانهزنی دقیق و کارشناسی کند؛ تا هم جایی که در مقدورات است کوتاهی نشود و هم جایی که مقدور نیست، مطالبه کاذب در خیابان شکل نگیرد که موجب سرخوردگی اجتماعی شود.
لزوم گذار از «گفتاردرمانی» به «عمل میدانی» حجتالاسلام قنبریان در پایان با هشدار نسبت به توقف در مرحله شعار، خاطرنشان کرد: دو صد گفته چون نیم کردار نیست. اگر حرکت عینی در صحنه رقم نخورد، فقط با گفتاردرمانی، منبر و نوحه نمیتوان کار را جمع کرد. حرکاتی مانند قیام توابین و مختار، با همه نقدهایی که از منظر فقهی بر آنها وارد است، اما چون «عمل عینی» داشتند، حرکت را زنده نگه داشتند. اگر امروز خونخواهی در عرصه عمل ننشیند، پرچمتکان دادنهای صرف، حرکت را دچار زوال خواهد کرد.




