به گزارش خبرنگار مهر، روابط میان شیعه و سنی، به عنوان دو شاخه اصلی و بزرگ دین اسلام، از حیاتیترین موضوعات در تاریخ سیاسی، اجتماعی و اندیشهای جهان اسلام به شمار میرود. ریشه و سرآغاز تمایز تاریخی میان این دو مذهب به رویدادهای پس از رحلت پیامبر اسلام بازمیگردد؛ نقطهای که اختلاف بر سر جانشینی ایشان و رهبری امت اسلامی شکل گرفت و به مرور زمان ابعاد سیاسی، اجتماعی و فقهی گستردهتری یافت.
نگاهی به سیر تحولات فکری در ایران و دیگر جوامع اسلامی نشان میدهد که دغدغه ایجاد تفاهم و کاهش شکاف میان مسلمانان، امر نوظهوری نیست و ریشههای عمیق تاریخی دارد. از انگیزههای مصلحتاندیشانه حسن صباح در قرن ششم هجری برای ایجاد تفاهم با اهل سنت، تا رویکردهای مسالمتجویانه جریانهای تصوف و عرفان در قرون هفتم و هشتم هجری و همچنین اقدام نادرشاه برای برپایی نشست علمای شیعه و سنی در نجف به منظور دستیابی به یک اتحاد صوری و تقلیل منازعات، همگی گواهی بر پیگیری مداوم این مسئله در طول تاریخ هستند. مجموع این تحولات تاریخی، بستر مناسبی را برای شکلگیری اندیشههای نوین تقریب و همگرایی در دوران معاصر فراهم آورد.
بازخوانی وجوه افتراق و اشتراک اعتقادی
در واکاوی روابط میان شیعه و سنی، شناخت دقیق وجوه تمایز و در عین حال اشتراکات بنیادی از اهمیت بالایی برخوردار است.موضوع توسل و استغاثه یکی از نقاط چالشبرانگیز در مباحث کلامی و فقهی است. شیعیان طلب شفاعت و درخواست کمک از بندگان صالح، پیامبران و امامان را امور جایز و مشروع میدانند. در سمت مقابل، علمای اهل سنت دیدگاههای متفاوتی در این باره دارند؛ برخی توسل به پیامبر و اولیاء را روا شمرده، گروهی آن را تنها منحصر به شخص پیامبر دانسته و برخی دیگر به طور مطلق آن را غیرمجاز تلقی میکنند. اما در کنار این تفاوتهای دیدگاهی و فقهی، هر دو مذهب در اصول اساسی اسلام از جمله توحید، نبوت پیامبر خاتم، مرجعیت قرآن کریم، قبله واحد و مناسک مشترکی همچون حج و نماز دارای باور مشترک هستند. همین نقاط اشتراک بنیادین، شالوده اصلی طرح اندیشه وحدت و همبستگی اسلامی را در برابر تهدیدات بیرونی تشکیل میدهد.
تطور اندیشه وحدت در دوران معاصر و راهبردهای عملی
اندیشه وحدت اسلامی به معنای مدرن آن، بیش از هر چیز در دوران معاصر و در واکنشی مستقیم به پدیده استعمار و مشکلات سیاسی و بینالمللی جوامع اسلامی شکل گرفت. اندیشمندان و اصلاحگران دینی با مشاهده پاشیدگی درونی امت اسلامی و سوءاستفاده قدرتهای بیگانه از گسلهای مذهبی، ضرورت همگرایی را بیش از پیش فریاد زدند. در این میان، شخصیتهایی همچون سید جمالالدین اسدآبادی پیشگام دعوت مسلمانان به همبستگی در برابر استعمار بودند. در ادامه، نواندیشان و عالمان برجستهای مانند آیتالله بروجردی،شیخ شلتوت، آیت الله طالقانی، استاد مرتضی مطهری و دکتر علی شریعتی نیز هر یک به سهم خود بر لزوم فرارفتن از اختلافات مذهبی و تاکید بر آرمانهای مشترک اسلامی تاکید ورزیدند. همچنین در حوزه فقهی و سیاسی، اعلامیههای مراجع برجستهای چون آخوند خراسانی و نورالله نجفی اصفهانی درباره اتحاد سیاسی جهان اسلام، نشاندهنده هوشمندی علمای شیعه در برهههای حساس تاریخی بوده است.
در دهههای اخیر و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تلاشها برای نهادینهسازی وحدت ابعاد تازهای به خود گرفت. یکی از برجستهترین اقدامات در این راستا، نامگذاری «هفته وحدت» بود. از آنجا که اهل سنت روز دوازدهم ربیعالاول و اکثر شیعیان روز هفدهم ربیعالاول را سالروز ولادت پیامبر اسلام میدانند، فاصله بین این دو تاریخ به عنوان هفته وحدت اسلامی نامگذاری شد. هدف از این اقدام، تبدیل یک نقطه اختلاف تقویمی به فرصتی برای تقریب، گفتگو و برگزاری همایشهای فراملی میان علمای مذاهب مختلف بود. تاسیس نهادهایی مانند «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» و برگزاری کنفرانسهای سالانه وحدت، از دیگر گامهای ساختاری برای تحقق این آرمان به شمار میرود.
یکی از مباحث کلیدی و چالشبرانگیز در ادبیات تقریب، تبیین دقیق مفهوم «وحدت» و تمایز آن با ادغام عقیدتی یا همزیستی مسالمتآمیز است. تجربه تاریخی نشان میدهد که تلاش برای یکسانسازی عقیدتی یا اجبار پیروان یک مذهب به دست کشیدن از باورهای خاص خود، نه تنها غیرممکن است بلکه میتواند به رفتارهای خشونتآمیز و واکنشهای معکوس منجر شود. بر همین اساس، رهبران فکری و مراجع دینی بر این نکته تاکید دارند که منظور از وحدت اسلامی، نادیده گرفتن اختلافات کلامی و تاریخی یا دست کشیدن از مذهب خود نیست، بلکه مقصود اصلی، «اتحاد سیاسی و اجتماعی» و «همزیستی مسالمتآمیز» در برابر دشمنان و چالشهای مشترک است.
در همین راستا، رهبران دینی برجسته شیعه همواره تمایز روشنی میان همبستگی اجتماعی-سیاسی و مسائل اعتقادی قائل شدهاند. به عنوان نمونه، امام شهید آیت الله سید علی خامنهای هفته وحدت را فرآیندی برای نزدیک شدن و همبستگی عملی شیعیان و اهل سنت میدانستند، در حالی که در پاسخ به برخی تشکیکات تصریح میشود که وحدت سیاسی به معنای دست برداشتن از اصول اعتقادی نیست و ارتباط سیاسی و اجتماعی بلامانع و ضروری است. موضعگیری شجاعانه و ملاطفتآمیز آیتالله سیستانی نیز نمونهای درخشان از این رویکرد عملی است؛ ایشان با تحریم هرگونه اقدام تفرقهافکنانه، جملهای ماندگار را مطرح ساختند که: «نباید گفت اهل سنت برادران ما هستند، بلکه باید گفت آنها خودِ ما (جان ما) هستند». این دیدگاه صریح، هرگونه دامن زدن به اختلافات را حتی به اندازه یک کلمه نفی کرده و بستر اخلاقی و فقهی پایداری را برای همزیستی مسالمتآمیز فراهم میآورد.
در جهان معاصر، با رشد جریانات افراطی و تکفیری در برخی جوامع اسلامی و به تبع آن افزایش موج اسلامهراسی در غرب، نیاز به همگرایی و تقریب میان مذاهب اسلامی دوچندان شده است. گسترش خشونتگراییهای فرقهای نشان داد که غفلت از همزیستی مسالمتآمیز تا چه حد میتواند آسیبهای جبرانناپذیری به پیکره امت اسلامی وارد سازد. از این رو، عبور از شعارهای کلامی و حرکت به سمت راهکارهای عینی و ملموس، راهبرد اصلی برای آینده روابط شیعه و سنی است.


