یادداشت مهمان_ رحیم کارگر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده آینده پژوهی و مهدویت، اگر اربعین را یک «پیشران تمدنی» بدانیم، طبیعی است که نگاه ما نیز از برگزاری یک مراسم سالانه فراتر رود و به طراحی یک نظام راهبردی برای آیندهسازی معطوف شود.
بسیاری از ظرفیتهای اربعین، تنها در ایام زیارت آشکار میشوند و پس از پایان مراسم، بخش قابل توجهی از این سرمایه عظیم انسانی، فرهنگی و اجتماعی بدون برنامهریزی منسجم رها میشود.
در حالی که آیندهنگاری راهبردی بر این باور است که هر سرمایه بزرگ، باید به یک فرآیند مستمر و هدفمند تبدیل شود؛ فرآیندی که بتواند در طول سال، ظرفیتهای خود را حفظ، تقویت و به دستاوردهای ماندگار تبدیل کند.
بر این اساس، پیشنهاد میشود «طرح راهبردی آیندهنگاری اربعین» بر پایه یک چرخه دائمی و یادگیرنده طراحی شود.
این چرخه، با رصد مستمر آینده آغاز میشود؛ یعنی روندهای فرهنگی، اجتماعی، فناورانه، جمعیتی و بینالمللی که میتوانند بر آینده اربعین اثر بگذارند، بهطور منظم شناسایی و تحلیل شوند.
شناخت پیشرانهای تحول، فرصتها، تهدیدها و عدمقطعیتها، امکان آن را فراهم میکند که تصمیمها بر اساس واقعیتهای آینده اتخاذ شوند، نه صرفاً بر مبنای تجربههای گذشته.
گام دوم، تبدیل یافتههای آیندهپژوهی به سیاست و برنامه است. آیندهنگاری زمانی ارزشمند خواهد بود که نتایج آن در عرصه آموزش، فرهنگ، رسانه، پژوهش، ارتباطات دینی و حکمرانی فرهنگی به کار گرفته شود. به همین دلیل، لازم است برای هر یک از سناریوهای محتمل آینده، راهبردها و برنامههای متناسب طراحی گردد تا اربعین بتواند در شرایط مختلف، همچنان نقش تمدنی خود را ایفا کند.
گام سوم، نهادینهسازی شبکههای ارتباطی و علمی اربعین است. اربعین، هر سال میلیونها انسان را گرد هم میآورد، اما آیندهسازی زمانی تحقق مییابد که این ارتباطات به همکاریهای پایدار فرهنگی، علمی، آموزشی و اجتماعی تبدیل شوند. ایجاد شبکههای نخبگانی، مراکز پژوهشی، گروههای فرهنگی و ارتباطات مستمر میان فعالان اربعین، میتواند این سرمایه عظیم را از یک ارتباط مقطعی به یک شبکه دائمی تمدنساز تبدیل کند.
در مرحله بعد، باید نظام ارزیابی و یادگیری مستمر شکل گیرد. هر برنامهای نیازمند سنجش، بازخورد و اصلاح است. آیندهنگاری راهبردی نیز یک برنامه ثابت و غیرقابل تغییر نیست، بلکه فرآیندی پویا است که با تغییر شرایط، راهبردهای خود را نیز بازنگری میکند.
از اینرو، ارزیابی مستمر دستاوردها، شناسایی نقاط قوت و ضعف و اصلاح سیاستها، شرط پویایی و اثربخشی این طرح خواهد بود.
در نهایت، همه این مراحل باید در خدمت یک هدف کلان قرار گیرند و آن، تبدیل اربعین به یکی از پیشرانهای تمدن نوین اسلامی است.
در این نگاه، اربعین دیگر تنها مقصدی برای زیارت نیست، بلکه مدرسهای برای تربیت انسان آینده، شبکهای برای تقویت همبستگی امت، بستری برای تولید دانش و نوآوری، و الگویی برای حکمرانی فرهنگی و ارتباطات دینی خواهد بود.
بدینترتیب، آیندهنگاری راهبردی اربعین، پلی میان آرمانهای عاشورا، فرهنگ انتظار و نیازهای جهان معاصر ایجاد میکند و نشان میدهد که چگونه میتوان از یک سرمایه عظیم معنوی، برای ساختن آیندهای آگاهانه، پایدار و تمدنساز بهره گرفت.
در حقیقت، رسالت آیندهنگاری راهبردی اربعین، هدایت یک حرکت تاریخی است.
این رویکرد میکوشد اربعین را از یک رویداد به یک نهاد تمدنی، از یک اجتماع میلیونی به یک شبکه جهانی یادگیرنده و از یک سرمایه معنوی به یک سرمایه راهبردی برای آینده جهان اسلام تبدیل کند؛ تحولی که میتواند یکی از مهمترین گامها در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی و آمادگی برای جامعه موعود باشد.




