صادرات عَلَم ایرانی به آمریکا / قیمتها نجومی شد
به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از ایسنا، اگر محرم را بتوان با یک تصویر در حافظه جمعی ایرانیان به یاد آورد، آن تصویر احتمالاً عَلَمی است که در میان جمعیت عزاداران برافراشته شده است؛ سازهای فلزی، آراسته به تیغهها، پنجهها، پرندگان و نقشهایی که هر یک روایتی از باورهای مذهبی و فرهنگ عامه را با خود حمل میکنند.
پژوهشگران تاریخ آیینهای شیعی معتقدند علمهای عزاداری امروزی حاصل تحولی چندصد ساله هستند. عنایتالله شهیدی در پژوهشهای خود درباره تعزیه و آیینهای سوگواری، گسترش دستههای عزاداری و نمادهای مرتبط با آنها را به دوره صفوی نسبت میدهد؛ دورهای که با رسمی شدن تشیع، بسیاری از آیینهای مذهبی شکل سازمانیافتهتری پیدا کردند. با این حال، صورت امروزی علمها بیشتر محصول تحولات دوره قاجار است؛ زمانی که تکایا و هیئتهای بزرگ در شهرهای مختلف ایران رونق گرفتند و رقابت میان دستههای عزاداری، به گسترش تزئینات و نمادهای آیینی انجامید.
جعفر شهری نیز در کتاب «طهران قدیم» تصویری زنده از محرم تهران در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی ارائه میدهد؛ دورانی که دستههای عزاداری با علمها و بیرقهای بزرگ از محلهای به محله دیگر حرکت میکردند و هر محله تلاش داشت علمی باشکوهتر از دیگران داشته باشد. در روایتهای او، علم نه فقط یک نماد مذهبی، بلکه نشانه اعتبار، هویت و جایگاه اجتماعی محله نیز به شمار میرفت.
در عکسهای به جا مانده از تکیه دولت، مهمترین مرکز برگزاری تعزیه در عصر ناصری، نیز میتوان علمهای بزرگ و چندتیغهای را دید که در کنار بیرقها و کتلها بخشی از صحنههای سوگواری را تشکیل میدادند. بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که شکل رایج علمهای امروزی تا حد زیادی در همین دوره (قاجار) تثبیت شده است.
اما علم و علامت تنها یک شیء آیینی نیست. ساخت آن حاصل مجموعهای از مهارتهای سنتی در فلزکاری، طراحی، جوشکاری، پرداخت و مونتاژ است؛ مهارتهایی که طی نسلهای مختلف در کارگاههای کوچک و بزرگ منتقل شدهاند. بسیاری از استادکاران این حرفه، دانش خود را نه از طریق آموزش رسمی، بلکه در جریان سالها شاگردی نزد استادان قدیمی فرا گرفتهاند.
کارشناسان میراث فرهنگی، هنرهای وابسته به آیینهای محرم را بخشی از میراث ناملموس ایران میدانند؛ میراثی که بقای آن به تداوم سنتهای اجتماعی و انتقال دانش میان نسلها وابسته است. با این حال، بسیاری از استادکاران قدیمی این حوزه معتقدند بخش مهمی از تجربهها و شیوههای ساخت علم هنوز ثبت و مستندسازی نشده و تنها در حافظه فعالان این حرفه باقی مانده است. از همین رو، ایسنا در گفتوگو با یکی از استادکاران علمساز، به وضعیت این هنر صنعت، پرداخت.
در یکی از کارگاههای قدیمی تهران، جایی میان ورقهای فلزی، تیغههای نیمهکاره و قطعاتی که قرار است چند هفته دیگر بر پیکر علمهای جدید نصب شوند، «حبیب ستاری» همچنان مشغول کار است. صدای دستگاه برش با صدای چکش درهم میآمیزد؛ ترکیبی از فناوری امروز و مهارتی که هنوز بر پایه تجربه، دقت و سالها کار عملی استوار است.
ستاری از جمله استادکارانی است که حدود چهار دهه از عمر خود را صرف ساخت علم و علامت کرده است. او این حرفه را نزد یکی از استادکاران قدیمی فرا گرفته و معتقد است علاقه و ارادت به علم، مهمترین عامل ورود افراد به این حرفه است.
به گفته او، برخلاف گذشته که تعداد سازندگان علم و علامت در تهران بسیار محدود بود، امروز شمار فعالان این حوزه افزایش یافته است.
ستاری میگوید: «پانزده تا بیست سال پیش، در تهران بیشتر از ۱۰ نفر در این حرفه فعالیت نمیکردند، اما امروز افراد زیادی وارد این کار شدهاند. جوانانی که به این حرفه روی میآورند، بیشتر از سر علاقه و عشق به علم و هیئت وارد میشوند.»
به گفته این استاد علمساز، آموزش علمسازی همچنان بر پایه سنت استاد و شاگردی استوار است و فراگیری آن زمان زیادی میطلبد.
او میگوید: «یک شاگرد باید دستکم دو تا سه سال در کارگاه کار کند تا به تدریج با فوت و فن کار آشنا شود. معمولاً کسانی که به کارگاه میآیند، چهار تا پنج سال در کنار استاد کار میکنند تا بتوانند مستقل شوند.»
سفارش ساخت علم و علامت نیز محدود به تهران نیست. ستاری میگوید از شهرهای مختلف کشور سفارش دریافت میکند و آثار ساختهشده در کارگاه او راهی نقاط مختلف ایران میشوند.
او میگوید: «از اصفهان، شیراز، شهرهای شمالی، قزوین و زنجان سفارش داریم. حتی برای خارج از کشور نیز کار ساختهایم و برخی آثار به آمریکا برده شده است.»
به گفته این استادکار، افزایش تعداد هیئتها باعث شده تقاضا برای علم و علامت همچنان وجود داشته باشد. او توضیح میدهد: «در گذشته بیشتر حسینیهها و مساجد سفارش میدادند، اما امروز بسیاری از افراد برای خودشان علم تهیه میکنند و آن را همراه هیئتهای مختلف میبرند.»
با وجود ورود فناوریهای جدید، ستاری معتقد است ماهیت این هنر همچنان سنتی باقی مانده است. او میگوید: «در گذشته همه برشها با دست انجام میشد، اما امروز دستگاههای لیزر بخش زیادی از برشکاری را انجام میدهند. با این حال، اصل کار همچنان سنتی است.»
به گفته او، آنچه یک علم را از یک سازه فلزی معمولی متمایز میکند، تنها شکل ظاهری آن نیست، بلکه مجموعهای از مهارتها و تجربههایی است که در ساخت آن به کار میرود؛ از طراحی و برش گرفته تا تنظیم تعادل، فنربندی و اتصال قطعات مختلف.
ستاری میگوید: «ساخت علم و علامت، برخلاف تصور بسیاری از مردم، فرایندی زمانبر است و کارگاهها معمولاً به صورت پیوسته سفارشها را آماده میکنند. در طول یک سال دهها سفارش در کارگاه ساخته میشود و قیمت آثار نیز بسته به اندازه و نوع تزئینات متفاوت است. کوچکترین علمهای تزئینی حدود هفت تا هشت میلیون تومان قیمت دارد و نمونههای بزرگتر و سفارشی، بهویژه آثاری که با تزئینات خاص و آبکاری ساخته میشوند، قیمتهای بسیار بالاتری دارند.»
او درباره پیشینه عَلَم نیز میگوید: «از زمان پیامبر (ص) و ائمه (ع)، بیرق وجود داشته است. شکل اولیه علمها بسیار ساده بود و به صورت یک تیغه یا بیرقی بود که روی چوب قرار میگرفت. بعدها، در طول زمان، اجزای دیگری به آن اضافه شد و شکل امروزی علم به وجود آمد.»
بخش مهمی از جذابیت علمها به نمادها و نقشهایی بازمیگردد که روی آنها دیده میشود؛ نمادهایی که درباره بسیاری از آنها روایتهای مختلفی وجود دارد.
ستاری در این باره میگوید: «برخی نقشها بر اساس نیتها و اعتقاداتی که وجود داشته، به علم اضافه شدهاند. برای مثال، نقش آهو را به نیت آهوی امام رضا(ع) به کار میبرند. نقش اژدها، به گفته قدیمیها، یادآور بُراق، مرکب پیامبر (ص) در شب معراج است. ششضلعیهایی که در برخی قسمتهای علم به کار میروند نیز به ششگوشه حرم امام حسین(ع) اشاره دارند. این نقشها به مرور زمان شکل گرفتهاند و سینه به سینه منتقل شدهاند.»
اگرچه بسیاری از این نمادها در میان علمسازان و هیئتها معناهای مشخصی دارند، اما پژوهشگران معتقدند بخشی از آنها در طول زمان و در نتیجه تلفیق باورهای مذهبی، هنر فلزکاری و فرهنگ عامه شکل گرفتهاند. به همین دلیل، درباره منشأ دقیق برخی از نقشها و اجزای علم اتفاق نظر کاملی وجود ندارد. آنچه امروز باقی مانده، مجموعهای از روایتها و تفسیرهایی است که در کنار خود این هنر، از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند.
با این حال، ساخت علم و علامت نیز مانند بسیاری از مشاغل سنتی از مشکلات اقتصادی مصون نمانده است. ستاری از افزایش هزینههای تولید گله دارد و میگوید: «بخشی از مواد اولیه مورد استفاده در ساخت علم وارداتی است و نوسانات نرخ ارز مشکلات زیادی برای تولیدکنندگان ایجاد کرده است. بخشی از مواد اولیه و فنرهای مورد استفاده وارداتی است. سفارشها معمولاً یک ساله هستند و تغییر قیمت مواد اولیه در این مدت، برنامهریزی و تولید را دشوار میکند.»
با وجود همه این دشواریها، ستاری معتقد است هنر علم و علامتسازی همچنان زنده است و تا زمانی که آیینهای عزاداری و هیئتهای مذهبی پابرجا باشند، این هنر نیز به حیات خود ادامه خواهد داد.


