تهران آرت آکادمی

نسلِ دور افتاده از خاک؛ چرا کودکان امروز به «اختلال کمبود طبیعت» دچار شده‌اند؟

نسلِ دور افتاده از خاک؛ چرا کودکان امروز به «اختلال کمبود طبیعت» دچار شده‌اند؟

این پدیده که امروز در سراسر جهان و به ویژه در شهرهای بزرگِ ما دیده می‌شود، صرفاً یک تفاوتِ نسلی نیست؛ بلکه زنگ خطری است که متخصصان از آن با عنوان «اختلال کمبود طبیعت» (Nature Deficit Disorder) یاد می‌کنند.

اختلال کمبود طبیعت چیست؟

این اصطلاح را نخستین بار ریچارد لوو، روزنامه‌نگار و نویسنده، برای توصیف هزینه‌های انسانیِ دوری از طبیعت به کار برد. اختلال کمبود طبیعت یک بیماریِ پزشکی نیست، بلکه توصیفِ وضعیتِ جامعه‌ای است که ارتباطش را با جهانِ زنده قطع کرده است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند کودکانی که از طبیعت دورند، بیشتر در معرض استرس، اضطراب، اختلال نقص توجه و چاقی قرار دارند.

طبیعت، تنظیم‌کننده طبیعیِ سیستم عصبی انسان است. وقتی کودک خاک را لمس می‌کند، با آب بازی می‌کند یا به صدای باد در برگ‌ها گوش می‌دهد، حواس پنج‌گانه‌اش به شکلی هماهنگ درگیر و ذهنِ مضطربش آرام می‌شود (موضوعی که در رویکردهای آموزشی پیشرو مانند رجیو امیلیا، از آن با عنوان «محیط به مثابه معلم سوم» یاد می‌شود).

بحران محیط‌زیست و آموزش‌های انتزاعی

ما در روزگاری زندگی می‌کنیم که اخبارِ فرونشست زمین، بحران آب و آلودگی هوا به تیترهای روزمره تبدیل شده است. پاسخِ سیستم آموزشی به این بحران‌ها غالباً گنجاندنِ چند درس در کتاب‌های علوم یا شعارهای زیست‌محیطی در مدرسه است. اما واقعیت این است که «هیچ‌کس از چیزی که هرگز لمسش نکرده و با آن پیوند عاطفی ندارد، محافظت نخواهد کرد.»

وقتی کودک تجربه کاشتن یک دانه، تماشای رشد آن، و آب دادن به آن را نداشته باشد، چگونه می‌تواند مفهومِ «بحران آب» را با قلبش درک کند؟ وقتی دویدن در جنگل یا تنفسِ هوای پاکِ کوهستان را تجربه نکرده باشد، چگونه دغدغه‌ی قطعِ درختان یا آلودگی هوا را پیدا خواهد کرد؟ ما نمی‌توانیم نسل آینده را با حفظ کردنِ کتاب‌ها به محافظانِ زمین تبدیل کنیم؛ آن‌ها باید زمین را زیست کنند.

فشار زندگی شهری؛ والدینی که مقصر نیستند

در اینجا نیز نوکِ پیکانِ اتهام نباید به سمت والدین نشانه برود. در کلان‌شهرهایی که حیاط خانه‌ها جای خود را به پارکینگ داده‌اند، هوای بیشترِ روزهای سال برای گروه‌های حساس ناسالم است، و فشارهای اقتصادی زمانِ فراغت خانواده‌ها را بلعیده، بردنِ کودک به دلِ طبیعت به یک «کالای لوکس» و نیازمند برنامه‌ریزیِ سخت تبدیل شده است. ما از سرِ ناچاری و برای پر کردنِ این خلأ، تبلت‌ها و کلاس‌های مجازی را جایگزینِ تجربه‌های زیسته کرده‌ایم تا کودکمان در آپارتمان، امن و بی‌صدا بماند.

چه می‌توان کرد؟ بازگشت به تجربه‌های کوچک

برای آشتی دادنِ کودک با طبیعت، نیازی به سفرهای طولانی و پرهزینه به جنگل‌های دوردست نیست. طبیعت همین‌جاست؛ در گلدانِ کوچکِ روی بالکن، در باغچه کوچکِ جلوی در، و در پارکِ محله.

• اجازه دهیم کثیف شوند: کثیف شدن، بخشی از فرایندِ طبیعیِ رشد است. بگذاریم کودکان پس از باران در چاله‌های آب بپرند، گل‌بازی کنند و برگ‌های پاییزی را جمع کنند.

• طبیعت را به خانه بیاوریم: داشتن یک گیاه که کودک مسئولِ آب دادن به آن باشد، یا یک ظرفِ کوچک آب و خاک در حمام برای بازیِ آزاد، می‌تواند شروعِ خوبی باشد.

• مشاهده‌گر باشیم: در مسیرِ مدرسه یا خرید، سرعتِ خود را کم کنیم. به کودک فرصت دهیم تا یک کفشدوزک را تماشا کند یا خطوطِ روی یک برگ را لمس کند.

کودکان ما برای شکوفایی، پیش از آنکه به نرم‌افزارهای آموزشی و کلاس‌های فشرده نیاز داشته باشند، به ریشه‌دواندن در خاک نیازمندند. بیایید حقِ لمسِ جهانِ واقعی را به آن‌ها برگردانیم.

 
*طراح و پژوهشگر آموزش

4747

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − ده =