به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از گاردین، در پشتبامی تاریک در تلآویو، افسران اطلاعاتی اسرائیل جزئیات کارشان را شرح میدهند. این مردان میگویند چگونه در ساخت یک ابزار نقشهبرداری مبتنی بر هوش مصنوعی مشارکت داشتهاند؛ ابزاری که سیگنالهای تلفن را جستوجو میکرد و ساختمانهای مسکونی در غزه را برای بمباران پیشنهاد میداد.
آنها بهطور غیرمستقیم میپذیرند که مسئول مرگ هزاران نفر هستند، اما هرگز اعتراض نکردهاند، چون به گفته خودشان، این موضوع در حیطه وظایفشان نبوده است.
یکی از آنها میگوید: «نقش من فنی است.»
دیگری میگوید: «من فقط یک چرخدنده کوچک هستم.»
«نازا» ساخته ریچل زور و یوال آبراهام، دو فیلمساز اسرائیلی، و با تهیهکنندگی گاردین، مستندی هولناک درباره کشتار گستردهای است که در بالاترین سطوح حکومت مجوز آن صادر شده است.
اما فیلم در درجه نخست درباره خودِ فرایند است؛ درباره سیستم و حلقههای کوچک زنجیره کشتار.
زور و آبراهام فیلمشان را بر روایتهای ۲۴ نفر از نیروهای نظامی و اطلاعاتی که هویتشان مخفی مانده، بنا کردهاند.
در فیلم میفهمیم «نازا» سرواژهای است که سرویس اطلاعاتی برای مشخص کردن تعداد غیرنظامیانی به کار میبرد که انتظار دارد در جریان یک حمله هوایی به غزه کشته شوند.
ارتش اسرائیل ترجیح میدهد اعضای حماس را شبها در خانههایشان هدف قرار دهد و اگر آنها همراه خانوادههایشان زندگی کنند یا در محلههایی پرجمعیت باشند، ظاهراً اهمیتی ندارد. یکی از منابع فیلم میگوید در مقطعی مجوز کشتن ۵۰۰ نفر در قالب «نازا» برای کشتن یک عضو حماس صادر شده بود.
من زور و آبراهام را در جشنواره فیلم ونیز ملاقات میکنم؛ جایی که «نازا» برای دریافت شیر طلایی رقابت میکند.

این دو فیلمساز برای مستند قبلی خود، «سرزمین دیگری نیست» محصول ۲۰۲۴، که با همکاری باسل عدرا و حمدان بلال ساخته شد و مقاومت فلسطینیان در کرانه باختری اشغالی را به تصویر کشید، جایزه اسکار گرفتند.
آبراهام میگوید: «سرزمین دیگری نیست» جنایتهای هولناکی را مستند کرد. اما در عین حال، به مردم چیزی میداد… نمیخواهم بگویم امید، اما دستکم نوری برای چنگ زدن. تصادفی نیست که این فیلم تماماً در تاریکی میگذرد. ما اکنون در دورهای بسیار تاریک هستیم.»
وزارت بهداشت غزه اعلام کرده است که طی سه سال بمباران اسرائیل، بیش از ۷۳ هزار نفر کشته شدهاند که اکثریت آنها غیرنظامی بودهاند.
«نازا» برای لحظاتی کوتاه ویرانهها، والدین داغدار و کودکان کشتهشده را نشان میدهد. اما پسزمینه اصلی فیلم، تلآویوی آرام و عادی است؛ شهری که تنها حدود ۷۱ کیلومتر با شمال غزه فاصله دارد. در خیابانهای شهر، خودروها در ساعات شلوغی بهآرامی حرکت میکنند و در سینماتک تلآویو نیز مرور آثار کلود لانزمن در حال برگزاری است.
معنادار است که جاناتان گلیزر، کارگردان «منطقه مورد علاقه»، تهیهکننده اجرایی فیلم است. زور میگوید گلیزر از ساختار و رویکرد خلاقانهای که او و آبراهام انتخاب کرده بودند حمایت کرده است؛ رویکردی که حسِ خانهای را ایجاد میکند که درست در کنار جهنم قرار دارد.
«نازا» آگاهانه بیشتر از آنکه به روانشناسی فردی افراد درگیر بپردازد، به خود سیستم توجه میکند؛ به سیاست نظارت گسترده و سازوکار صنعتی کشتن.
با این حال، ظاهراً منابع فیلم باید احساس گناه و شرم کنند، وگرنه حاضر نمیشدند با به خطر انداختن شغل و آزادی خود مقابل دوربین قرار بگیرند.
آبراهام با این برداشت موافق نیست. او میگوید: «خب، بستگی دارد درباره کدامیک از آنها صحبت کنیم. آدمها به دلایل زیادی حرف میزنند. بعضیها صحبت میکنند چون برعکس شرم، احساس غرور دارند؛ به کاری که کردهاند و تخصصشان افتخار میکنند. یادتان باشد این افراد در واحدهای حساسی خدمت کردهاند. معمولاً از آنها نمیپرسند چه کاری انجام میدهند. بنابراین کنجکاوی ما برایشان جذاب است و همین کنجکاوی آنها را به حرف زدن ترغیب میکند.»
فیلم سیستمی را آشکار میکند که به شکلی هولناک کارآمد است. مجموعهای از گسستها در این سیستم ظاهراً طوری طراحی شده که عاملان را از جنایت فاصله دهد.
بسیاری از این مردان از راه دور و از تلآویو کار میکنند. هوش مصنوعی هدف را انتخاب میکند و یک پهپاد بمب را رها میکند. حتی زبان مورد استفاده نیز ظاهراً عامدانه مبهم و پوشاننده است. «نازا» به معنای خسارت جانبی است و خسارت جانبی در نهایت یعنی انسانها.
آبراهام میگوید: «بله، وقتی آدمها را روی صفحه نمایش میکشید، کار آسانتر است. فکر میکنم این حرف تا حدی درست باشد. اما از طرف دیگر باید گفت افسران اطلاعاتی بیش از همه میدانند. آنها تلفنهای همراه را شنود میکنند. میدانند خانهای که بمباران میکنند پر از کودک است. صدای گریه نوزادان را میشنوند. با این حال باز هم دستور حمله دیگری را صادر میکنند.»
اکنون وضعیت این مردان چیست؟
برخی از آنها درباره کارشان در زمان گذشته صحبت میکنند. برخی دیگر چنین نمیکنند؛ که میتواند نشان دهد هنوز مشغول کارند و هر شب بر حملات هوایی نظارت دارند.
آبراهام حاضر نیست درباره این موضوع توضیح دهد؛ او میخواهد از منابعش محافظت کند.
او میگوید: «اما خودتان میتوانید تصور کنید. ما درباره ۲۴ نفر صحبت میکنیم و وضعیت همه آنها یکسان نیست.»
پس از نمایش «نازا» در ونیز، فیلم با تشویق ایستاده ۲۵ دقیقهای تماشاگران روبهرو شد.
«ورایتی» آن را افشای تکاندهندهای از کشتار سیستماتیک و گسترده توصیف کرد. «هالیوود ریپورتر» نیز نوشت افشاگریهای انفجاری فیلم احتمالاً خشم و انزجار عمیقی را علیه حکومت فعلی اسرائیل و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر این کشور، برخواهد انگیخت.
ارتش اسرائیل روز جمعه اتهامهای مطرحشده در این مستند را «قاطعانه رد کرد» و استفاده فیلم از روایتهای ناشناس را مورد انتقاد قرار داد و گفت این روایتها «قابل راستیآزمایی نیستند».
ارتش اسرائیل در بیانیهای برای گاردین اعلام کرد که در جریان عملیات خود در غزه «تلاشهایی بیسابقه برای به حداقل رساندن آسیب به غیرنظامیان» انجام میدهد.
در نشست رسمی خبری جشنواره، از فیلمسازان درباره شباهتهایی که میان هولوکاست و کشتار در غزه وجود دارد، سؤال شد.
آبراهام اشاره کرد که این ارتباط را یکی از سربازان حاضر در فیلم مطرح کرده است. با این حال، او اصل حرف این سرباز را میپذیرد.
او میگوید: «وقتی میگوییم “دیگر هرگز” و اینکه باید از آنچه در هولوکاست اتفاق افتاد درس بگیریم، راه این کار این است که به الگوهایی فکر کنیم که امروز میتوان آنها را دید و مشاهده کرد. من نمیگویم وضعیت غزه همان وضعیت یا کاملاً مشابه آن است. به نظر من چنین نیست. اما کاری که باید انجام دهیم، تشخیص الگوهای مشابهِ انسانیتزدایی و کشتار است.»
این مردانی که بهسختی در تصویر دیده میشوند چه کسانی هستند؟
تحلیلگران دادهها. افسرانی آرام و کمحرف. تقریباً همه آنها، در نهایت، محصول طبقه متوسط تلآویو هستند: باهوش، تحصیلکرده و تا حدی لیبرال.
یا اگر بخواهیم صریحتر بگوییم، آنها آدمهای خودِ زور و آبراهام هستند. از همان محلهها میآیند، علایق مشابهی دارند و احتمالاً دوستان مشترکی هم دارند.
این همان کلیشه نهایی و هراسآور داستانهای پارانوئید است: صدایی که از داخل خانه میآید.
این موضوع هم میزان فساد و تباهی را نشان میدهد و هم نزدیکی خود فیلمسازان به آن را.
«نازا» میپرسد این مردان چگونه به کشتن دهها هزار غیرنظامی کمک کردند. اما پرسیدن اینکه چرا این کار را کردند، به شکلی عجیب سادهتر و در عین حال ترسناکتر است.
آبراهام سرش را تکان میدهد.
او میگوید: «و باید بگویم که پاسخ روشنی برای اینکه چرا اینهمه نفر در این کار مشارکت کردند ندارم. و اینکه چرا افراد بسیار کمی ــ در واقع، من کسی را نمیشناسم ــ در همان زمان از انجام آن خودداری کردند. ترسناک است که این موضوع درباره دولت اسرائیل چه میگوید. وقتی مردم درباره نسلکشی صحبت میکنند، اغلب آن را چیزی میدانند که در سراسر جامعه گسترش پیدا میکند؛ فضایی عمومی که مرگ را عادی میکند. وقتی همه این کار را انجام میدهند، راحتتر است که آدم سؤال نکند.»
زور میگوید پشتبامها در شب مکان مناسبی برای گفتوگو هستند. این فضا به آدم فرصت فکر کردن میدهد و کمک میکند راحتتر حرف بزند.
یکی از سربازان از «تفریح دیوانهوار» خود هنگام برنامهریزی حملات هوایی یاد میکند.
دیگری به یاد میآورد که در کودکی از مکانهای مربوط به هولوکاست بازدید میکرد و از خود میپرسید مردم آلمان چگونه توانستهاند چنین کارهایی انجام دهند.
او میگوید: «من هنوز نازیها را شرور میدانم. اما این یعنی خود من چه هستم؟»
زور درباره حضورش در این پروژه شوخی میکند و میگوید چون فقط دوربین در دست دارد، کمتر در معرض دید است.
او میگوید: «هیچکس نمیداند من چه کسی هستم و از این بابت خیلی خوشحالم. اما بعضی اعضای خانوادهام و بعضی از نزدیکانم کاری را که انجام میدهم قبول ندارند. بعد از اسکار سال گذشته خیلی شرمنده و عصبانی بودند. اما این بهای کوچکی است که باید پرداخت.»
آبراهام برخلاف او، چهرهای آشکارتر و صدایی بلندتر در مخالفتهایش دارد. پس از نمایش «سرزمین دیگری نیست» در جشنواره فیلم برلین در سال ۲۰۲۴، خانه خانوادگی او هدف حمله یک گروه راستگرا قرار گرفت.
او میگوید: «برای من، آن بدترین لحظه بود. مادرم امیدوار است دوباره چنین اتفاقی نیفتد.»
با این حال، او بلافاصله اضافه میکند که باید این مسئله را در چارچوب درست خود دید: «ما در سیستمی خطر میکنیم که از ما حمایت میکند؛ سیستمی که برتری یهودی ـ اسرائیلی یکی از ویژگیهای بنیادین آن است. بنابراین بله، آن اتفاق برای مادرم ترسناک بود. اما او رفت و خانه خواهرم خوابید و خانه خودش هنوز سر جایش است.
برای بسیاری از فلسطینیان، این یک گروه راستگرا نیست که به خانهشان میآید؛ بولدوزرها و سلاحهای آمریکایی میآیند. تصور کنید یک روزنامهنگار فلسطینی در غزه میخواست کاری را که ما کردیم انجام دهد و با مقامهای ارشد اسرائیلی تماس بگیرد. هیچ مقایسهای وجود ندارد. به احتمال زیاد او کشته میشد.»
آبراهام میگوید پس از نمایش فیلم در ونیز، «نازا» با تشویق ایستاده ۲۵ دقیقهای تماشاگران روبهرو شد.
این فیلم پرسشهای آشکاری درباره افرادی که در تاریکی میبینیم مطرح میکند، اما پرسشهای جالب دیگری نیز درباره خود زور و آبراهام به وجود میآورد؛ دو روزنامهنگار تحقیقی مخالف از طبقه متوسط اسرائیل.
در فضای خشمگین و ملتهب اسرائیل پس از هفتم اکتبر، کار آنها ممکن است باعث شود در جامعه به افراد مطرود و حتی دشمنان حکومت تبدیل شوند.
آبراهام درباره ارتباط هولوکاست و وضعیت امروز میگوید: «وقتی میگوییم باید از هولوکاست درس بگیریم، راه آن این است که الگوهایی را ببینیم که امروز هم قابل مشاهدهاند.»
«نازا» پس از نمایش در ونیز با تشویق ایستاده ۲۵ دقیقهای روبهرو شد.
مجله «ورایتی» فیلم را «افشای تکاندهنده» کشتار سیستماتیک و گسترده توصیف کرد و «هالیوود ریپورتر» نیز نوشت افشاگریهای آن احتمالاً خشم و انزجار عمیقی را علیه حکومت فعلی اسرائیل و نخستوزیر آن، بنیامین نتانیاهو، برخواهد انگیخت.
5959




