به گزارش خبرنگار مهر، مراسم نکوداشت کاوه فرزانه هنرمند فقید عکاس و پژوهشگر، روز جمعه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ همزمان با گرامیداشت روز جهانی عکاسی و با مشارکت و همکاری کانون عکاسی شفق و جمعی از فعالان حوزه عکاسی در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
در این مراسم جمعی از استادان، عکاسان، هنرمندان و علاقهمندان حوزه تصویر و عکاسی، ضمن مرور شخصیت، آثار، پژوهشها و اندیشههای این هنرمند، از نقش و تأثیر او در فرهنگ و تاریخ عکاسی ایران سخن گفتند. محمد خدادادی مترجمزاده، افشین بختیار، سعید محمودی ازناوه، گوهر تاج کیانی و شاهدخت فرزانه در آین مراسم حضور داشتند و درباره شخصیت، اندیشه، آثار، پژوهشها و خاطرات خود از استاد کاوه فرزانه سخن گفتند.
پدرم عکاسی را جریانی از «بودن» میدانست
نخستین سخنران این مراسم، شاه دخت فرزانه دختر زندهیاد کاوه فرزانه، بود که با تبریک روز جهانی عکاسی، با اشاره به گستره علایق و مطالعات فرزانه، گفت که پدرش انسانی عاشق زندگی، معنا و آفرینش بود و از ریاضیات و فلسفه تا ادبیات، طبیعت و عکاسی، جهان را با نگاهی جستجوگر و روشن مینگریست. برای او، عکاسی تنها یک عمل فنی یا ثبت یک تصویر نبود، بلکه جریانی از بودن و تجربه جهان به شمار میرفت.
وی در توصیف نگاه پدرش به رابطه میان عکاس و سوژه، بیان کرد: از نگاه او تنها عکاس نبود که سوژه را برای ثبت تصویر انتخاب میکند؛ بلکه گویی سوژه نیز عکاس را برای دیده شدن و عکاسی کردن انتخاب میکند. عکاس با تأمل و نگاه کردن از زوایا و لحظات گوناگون، به درکی تازه از سوژه و امکان ابداع در تصویر میرسد. عکاسی برای پدرم عرصهای از عشق بود؛ عشقی نه فقط به تصویر، بلکه به خود سوژه، زندگی و جهان پیرامون.
فرزانه در پایان، با نقل بخشهایی از اندیشههای پدرش درباره مرگ، حقیقت و جاودانگی، گفت که از نگاه او، جاودانگی به معنای ماندن جسمانی نیست، بلکه در جاری شدن اندیشه در تاریخ و جهان و اثرگذاری بر روح زمان معنا پیدا میکند؛ اندیشهای که میتواند از طریق هنر، فرهنگ و آثار انسانی در زمان امتداد یابد.
عکاسی را نمیتوان تنها در ابزار و تکنیک خلاصه کرد
در ادامه مراسم، محمد خدادادی مترجمزاده درباره مفهوم عکاسی، تاریخ عکاسی و ضرورت نگاه انتقادی به روایتهای رایج این هنر سخن گفت و با اشاره به روز جهانی عکاسی و تاریخ شکلگیری نخستین تصاویر عکاسانه، تأکید کرد که امروز نمیتوان عکاسی را تنها در یک تعریف محدود جای داد.
به گفته وی، عکاسی را نمیتوان صرفاً در ابزار، روش، آموزش، صنعت، فن یا حتی فلسفه خلاصه کرد؛ بلکه این هنر مجموعهای از همه این عناصر است و شاید مهمترین وجه مشترک آن، ذهن و نگاه انسان باشد؛ انسانی که از ابزار، فناوری و امکانهای تصویری برای دیدن و بازنمایی جهان استفاده میکند. در جهان امروز، پرسش از چیستی عکاسی و نقش ذهن، نگاه و انسان در تولید تصویر، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.
خدادادی مترجمزاده در ادامه به نمونههایی از تاریخ عکاسی مدرن و مستند اشاره کرد و درباره ضرورت بازخوانی روایتهای تثبیتشده از عکسها و جریانهای عکاسی سخن گفت و با اشاره به تغییرات عکاسی در دهههای میانی قرن بیستم و شکلگیری رویکردهای تازه در عکاسی اجتماعی و خیابانی، تأکید کرد که آثار عکاسان را باید در نسبت با شرایط فرهنگی، اجتماعی، هنری و رسانهای زمانه آنان مورد بررسی قرار داد.
به گفته وی، تصویری که در تاریخ عکاسی به عنوان نماینده یک دوره یا یک بحران شناخته میشود، حاصل مجموعهای از انتخابهاست و نمیتوان آن را همواره سندی کاملاً بیطرف و مستقل از زمینههای فرهنگی، سیاسی و رسانهای تلقی کرد.
خدادادی مترجمزاده در پایان سخنان خود تأکید کرد که یکی از مهمترین دستاوردهای گردهماییهایی از این دست، میتواند ایجاد فرصتی برای تعمق درباره جایگاه فردی و جمعی عکاسان باشد؛ اینکه هر یک از فعالان این حوزه، در جایگاه خود چه نقشی در توسعه، آموزش، پژوهش و اعتلای هنر عکاسی دارند.
کاوه فرزانه را نمیتوان تنها با فهرست آثارش معرفی کرد
در ادامه، سعید محمودی ازناوه در سخنانی درباره شخصیت، دغدغههای فرهنگی و فعالیتهای پژوهشی زندهیاد کاوه فرزانه گفت: شخصیت چنین افرادی در شیوه رفتار، نگاه، روابط انسانی و تأثیری که بر اطرافیان خود میگذارند، معنا پیدا میکند. کاوه فرزانه انسانی متواضع، کمگو و گزیدهگو بود که با وجود دانش، تجربه و مطالعات گسترده، هرگز اهل خودنمایی و برتریجویی نبود.
وی افزود: شاید همین ویژگی شخصیتی با نگاه او به عکاسی نیز ارتباط داشت؛ اینکه عکاس گاهی باید کمتر سخن بگوید و بیشتر ببیند و اجازه دهد تصویر، خود سخن بگوید. یکی از مهمترین دغدغههای سالهای پایانی زندگی کاوه فرزانه ثبت تاریخ شفاهی عکاسی ایران بود.
به گفته وی، زندهیاد فرزانه بهخوبی آگاه بود که بخش مهمی از تاریخ عکاسی در خاطرات، تجربهها و روایتهای استادان و پیشکسوتانی نهفته است که شاهد شکلگیری و تحول جریانهای عکاسی در ایران بودهاند. اگر این خاطرات ثبت نشوند، با از دست رفتن راویان، بخشی از حافظه فرهنگی و تاریخی عکاسی ایران نیز از میان خواهد رفت.
چرا وقتی هنرمندان در کنار ما هستند، کمتر از آنان یاد میکنیم؟
بخش پایانی سخنرانیها به افشین بختیار اختصاص داشت؛ سخنانی که با خاطرات فراوان و تأثر عمیق او از فقدان دوست و همراه دیرینهاش همراه بود.
افشین بختیار که در طول مراسم تحت تأثیر سخنان خانواده و دوستان کاوه فرزانه قرار گرفته بود، با اشاره به دوستی و همراهی چندینساله خود با او، از خاطرات سفرها، عکاسیها و تجربههای مشترکشان گفت و پرسشی مهم را مطرح و بیان کرد که چرا گاهی زمانی که هنرمندان در میان ما هستند، آنگونه که باید قدر آنان را نمیدانیم و پس از رفتنشان به یاد بزرگی و تأثیرشان میافتیم؟
او از حاضران خواست تا تا زمانی که دوستان، همکاران و استادان در کنار آنها هستند، قدر حضورشان را بدانند، از آنان یاد کنند و فرصت گفتگو، دیدار و قدردانی را به آینده موکول نکنند.
وی به یکی از سفرهای خود به تخت جمشید برای تهیه عکس اشاره کرد و از دشواریهایی گفت که برای عکاسی و ثبت تصاویر مورد نظر با آن روبهرو شده بودند.
در این مراسم، کلیپهایی از آثار و فعالیتهای کاوه فرزانه پخش شد که یادآور گستره فعالیتهای این هنرمند و پژوهشگر در سالهای حضورش در جامعه عکاسی بود.




