ریحانه اسکندری: صنعت تصویر ایران این روزها در دستان یک جادوی تازه و البته بیرحم دستوپا میزند.
الگوریتمهای هوش مصنوعی با سرعتی فراتر از تصور، صندلیهای خلاقیت را در دکورهای سینمایی و اتاقهای تدوین فتح کردهاند.
اما این فتوحات، پدیدهای خوشایند نبوده است؛ نگاهی منتقدانه به خروجیهای تصویری ماههای اخیر، بهویژه در ساختار تیتراژ رئالیتیشوها و برخی برنامههای جریان اصلی در صدا و سیما، فاش میکند که ما با یک شتابزدگی تکنولوژیک و سقوط آزاد در حوزه زیباشناختی مواجهیم. تیتراژهایی که قرار بود ویترین مینیاتوری، فلسفی و بصری یک اثر باشند، اکنون به کلاژهایی بیروح، یکدست و شبیهسازیهایی ارزانقیمت تبدیل شدهاند که هویت و امضای شخصی طراح را در کدهای دستوری غرق کردهاند.
این سقوط، زاییده یک تب اولیه است؛ دورانی که در آن دسترسی سهلالوصول به نرمافزارهای تولید تصویر، این توهم را در میان سفارشدهندگان و آماتورها ایجاد کرده که میتوان خلاقیت، تجربه و درک فرم را با چند خط دستور متنی (پرامپت) جایگزین کرد.
خروجی این توهم، آثاری است که مخاطب هوشمند امروز حتی در لایههای غیرمتخصص به راحتی دست سرد و بیروح ماشین را در پشت آن حس میکند. تکنولوژی بدون پشتوانه فکری، هنر تیتراژ را به مسلخ برده و میانمایگی را جایگزین اصالت کرده است.
با این حال، مواجهه با این سیل خروشان نیازمند مرزبندی میان «ابزار ناتوان» و «کاربر ناآگاه» است. برای عبور از این برزخ تصویری و کشف فرجام صنف طراحان در عصر الگوریتمها، باید به سراغ اهل تخصص رفت.
حامد بارئی طبری، از طراحان تیتراژ سینما و تلویزیون، یکی از همان متخصصانی است که به جای هراس از ماشین یا تسلیم در برابر موج ابتذال، این روزها در زمین بازی هوش مصنوعی دست به تجربهگرایی زده است.
او ان وضعیت آشفته را یک «دوران گذار» میداند که فرجام آن نه مرگ خلاقیت انسان، بلکه غربالگری تاریخی صنف و بازگشت اقتدار به دست اهل تخصص خواهد بود. در ادامه، کالبدشکافی این فرآیند را در گفتگو با او بازخوانی میکنیم.

هوش مصنوعی؛ بازوی اجرایی ایدههای پرهزینه
حامد بارئی طبری در ابتدای این گفتگو به تبیین وضعیت فعلی فعالیت تخصصی خود و نحوه مواجهه عملی با این ابزار پرداخت. او درباره پروژه جاری خود گفت: «در کاری که من الان در حال انجامش هستم، روی تیتراژ یک فیلم سینمایی، از هوش مصنوعی استفاده میکنم؛ اما شیوه استفاده من در این اثر، فرآیندی کاملاً کنترلشده است. یعنی تلاش میکنم بر اساس پلن و برنامه ریزی که طراحی کردهام و به واسطه ابزاری که در اختیار دارم، سرعت و کیفیت خروجی کار را ارتقا دهم.»
این طراح تیتراژ با اشاره به برآورد اولیه خود از کاربست این فناوری، رویهای کارآمد را برای پروژههای شخصی متصور شد. او درباره تجربه نخستین خود در این زمینه گفت: «در این مقطع که پیرامون اولین پروژه مبتنی بر هوش مصنوعی خود صحبت میکنم، ضرر و آسیب خاصی در این روند ندیدهام و این ابزار برای من سودمند بوده است؛ چرا که بستر لازم را فراهم کرد تا بتوانم بسیاری از ایدههای پیشین خود را که به دلیل محدودیتهای بودجهای یک اثر یا دیگر موانع ساختاری، امکان تولیدشان فراهم نبود، بازسازی کنم. به واسطه هوش مصنوعی این امکان را یافتهام که ایدههای خلاقانه و جذابی را به مرحله تولید برسانم.»
ضرورت حفظ اصالت خلاقیت در برابر سیطره ماشین
با این حال، حامد بارئی طبری ابعاد نظارتی و هدایت تخصصمحور را در فرآیند توسعه این فناوری حیاتی ارزیابی کرد. او درباره پیامدهای بلندمدت رهاشدگی این ابزار تاکید کرد: «این واقعیت قابل پیشبینی است که در صورت نبود کنترل و هدایتگری اصولی، خلاقیت تولیدکنندگان آثار در بلندمدت تحت تاثیر آثار منفی قرار خواهد گرفت.»
او درباره نقش محوری طراح در مهار و به کارگیری درست تکنولوژی گفت: “این مسئله به طور مستقیم بستگی به این دارد که طراح اثر تا چه میزان توانایی کنترل خود و تطبیقدهی با ابزار جدید را داشته باشد. او خاطرنشان کرد: به طور کلی این ابزار امکانات و ظرفیتهای مناسبی را در اختیار طراحان قرار میدهد، اما مبنا و اصالت کار همواره باید بر خلاقیت فردی خود طراح استوار باشد.
آسیبشناسی خروجیهای سطحی در رئالیتیشوها
این طراح تیتراژ در بخش دیگری از گفتگو، به آسیبشناسی خروجیهای فعلی موجود در بازار تصویر و نقد جدی ساختار آنها پرداخت. او درباره کیفیت استفادههای کنونی از هوش مصنوعی در برنامهها گفت: «خروجیهایی که در حال حاضر، به ویژه در سطح رئالیستیشوها مشاهده میکنیم، بسیار ضعیف اجرا میشوند.»
او درباره واکنش جامعه مخاطبان به این دسته از آثار، این نکته کیفیت این آثار به قدری تنزل یافته است که حتی از یک مخاطب نوجوان شنیده میشود که کار را متعلق به هوش مصنوعی میداند؛ به این معنی که هیچ تلاش متمایزی روی آن صورت نگرفته و ترکیبی از هوش طبیعی و هوش مصنوعی در اثر دیده نمیشود، متذکر شد که تداوم این روند میتواند در بلندمدت زیانهای ساختاری برای این حوزه به همراه داشته باشد.
موج هیجانی تکنولوژی و افول زیباییشناسی ابتدایی
حامد بارئی طبری با نگاهی تاریخی به سیر ورود ابزارهای نوین به عرصه هنر، رفتارهای اجتماعی پیرامون آن را تحلیل کرد. او درباره نگاه کلان به هوش مصنوعی گفت: «دیدگاه اصولی نسبت به هوش مصنوعی این است که آن را اساساً یک ابزار بدانیم؛ این ابزار نیز مانند هر پدیده نوظهور دیگری، یک دوران تبِ اولیه یا به اصطلاح هایپ را سپری میکند که در این مقطع، افرادی که فاقد تخصص لازم هستند به سمت آن هجوم میآورند.»
او درباره ویژگی سهلالوصول بودن اولیه این فناوری و خطرات زیباییشناختی آن تشریح کرد: «از آنجا که این ابزار برای دریافت یک خروجی ابتدایی تا حدی سهلالوصول است، استفادههایی از آن صورت میگیرد که فاقد مبانی زیباییشناسی و اصولی تکنیکی است و در نتیجه، خروجیهای استانداردی ارائه نمیدهد.»

عبور از بازار آشفته و بازگشت به مرجعیت تخصص
او با این وجود، آشفتگی کنونی را پایدار ندانست و به بازگشت مرجعیت تخصص در آینده تاکید کرد: «این وضعیت یک دوران گذرای موقت است. پس از فروکش کردن تب اولیه این ماجرا، ابزار در نهایت در اختیار متخصصان قرار خواهد گرفت و تنها آنها میتوانند بهترین و استانداردترین خروجیها را از آن استخراج کنند.»
او درباره جایگاه ایران در این سیر تحولی در مقایسه با روندهای بینالمللی گفت: «این فرآیندی است که اکنون در سطح جهان در حال رخ دادن است؛ شاید ما کمی نسبت به روندهای جهانی در استفاده از این ابزار عقبتر باشیم، اما آنچه در آثار تولیدکنندگان جریان اصلی دنیا مشاهده میشود، گویای این است که فناوری به مرور در حال سپری کردن این دوران و قرار گرفتن در دست متخصصان است.»
تجربههای مشابه تاریخی؛ از افکتهای بیرویه تا تکنولوژی تعدیلشده
حامد بارئی طبری برای تبیین دقیقتر پیشبینی خود، به یک الگوی تاریخی در صنعت تصویر اشاره کرد. او درباره تجربههای مشابه در دهههای گذشته گفت: «به یاد دارم سالها قبل که ابزارهای دیجیتال جدیدی وارد حوزه تولیدات تصویری شدند، شاهد استفادههای عجیب، بیرویه و بیپشتوانه از افکتها و تروکاژهای سینمایی بودیم که منطق ساختاری چندانی نداشتند. اما پس از مدتی، بازار از آن هایپ و موج هیجانی عبور کرد، ابزار تعدیل شد و آثار کیفی تولید شدند. او مجدداً تاکید کرد: من تصور میکنم وضعیت فعلی نیز یک دوران گذراست و این ابزار همانند هر پدیده دیگری، در نهایت جایگاه تخصصی خود را پیدا خواهد کرد.»
بقای حرفهای در گرو تطبیقپذیری با دانش روز
در بخش پایانی گفتگو، این طراح تیتراژ به دغدغه و صیانت از امنیت شغلی هنرمندان در مواجهه با ماشین پاسخ داد. او درباره هراس طراحان از دست دادن موقعیتهای کاری خود گفت: «متخصصان و طراحان تیتراژ نباید نگرانی خاصی بابت از دست دادن شغل خود داشته باشند. او درباره رویکرد شخصی خود در بازار کار تاکید کرد: من به عنوان کسی که طی این سالها به طور مداوم در حوزه تولید سینمایی و سریال فعال بودهام، شخصاً نگرانی ندارم؛ چرا که معتقدم هوش مصنوعی در نهایت صرفاً یک ابزار است.»
او در عین حال، یک شرط اساسی را برای بقای حرفهای فعالان این صنف مطرح نمود. او درباره ضرورت تطبیقپذیری هنرمندان با دانش روز تاکید کرد: «یک نقطه کلیدی در این میان وجود دارد؛ طراحان باید خود را با این ابزار تازه تطبیق دهند. اگر هنرمندان نتوانند کاربست صحیح این ابزار نوین را فراگیرند، قطعاً باید احساس خطر کنند؛ زیرا نیروهای جدیدی وارد این عرصه خواهند شد که جایگزین آنها میشوند. این افراد میتوانند با هزینههای کمتر یا ساختارهای دفتری محدودتر، خدمات خود را به سفارشدهندگان آثار ارائه دهند و سهم بازار را از آن خود کنند.»
۵۹۲۴۴


