یادداشت مهمان_محمد مهدی ایمانی پور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی: پیام اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی در تقارن زمانی معنادار «هفته دفاع مقدس» و «سالگرد شهادت سید مقاومت، شهید سیدحسن نصرالله»، منبعث از یک راهبرد آفندی و عزت آفرین در برابر راهبرد القای یاس و حقارت جبهه استکبار است. تعبیر عمیق و نمادین «قیام ققنوسوار» نظام اسلامی از دل بحرانها و تأکید قاطع بر این اصل که «ایران به دورانی که دشمن آرزویش را دارد بازنخواهد گشت»، فراتر از یک گزاره حماسی، صورتبندی دقیق یک واقعیت عینی در هندسه قدرت نوین منطقهای و بینالمللی محسوب می شود. در زمانهای که اتاقهای عملیات روانی غرب تمام توان خود را بر «برنامهریزی برای بازتولید احساس حقارت تاریخی» و «القاء بنبست و عقبگرد» متمرکز کردهاند، پرسش کلیدی این است: چرا فرآیند پیشروندگی ایران اسلامی بازگشتناپذیر است و ریشههای این بالندگیِ در کدام لایههای معرفتی جای دارد؟ در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخست اینکه در دستگاه محاسباتی مادی غرب، فشار حداکثری، ترور، تحریم و تهدید نظامی متغیرهایی هستند که لاجرم به فروپاشی اراده ملی و تسلیم سیستماتیک یک کشور میانجامند. اما نقطه کور تحلیلگران غربی، ناتوانی در درک مؤلفههای اعتقادی-دینی جامعه ایرانی است. گفتمان عاشورا و فرهنگ انتظار، رنج و بحران را به عنوان «نقطه پایان» تعریف نمیکنند، بلکه آن را «بستر تعالی و رشد جمعی» میدانند.خون شهیدان، از شهدای هشت سال دفاع مقدس تا فرماندهان بزرگی چون شهید امام خامنه ای ( ره)، شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید سیدحسن نصرالله، در این منظومه به مثابه شوک احیاگر و عامل تجمیع کننده انرژی متراکم معنوی عمل میکند. همین ساختار معنایی است که از دل خاکستر تهدیدها، فرصتهای برای پرواز دوباره میآفریند؛ سازوکاری که در کلام رهبری، خصلت ققنوسوار نامیده شده است: هر بار که دشمن تصور میکند کاروان انقلاب با ضربهای سهمگین متوقف شده، هویت ایمانی جامعه با انسجام و وسعتی عمیقتر سر برمیآورد و بعثتی جدید را رقم می زند.
ثانیا همانطور که ایران فرهنگی صرفا یک کشور با مرز جغرافیایی برآمده از معاهدات مدرن نیست؛ ایران انقلابی نیز صرفا یک واحد سیاسی با حدود و ثغور محدود نمی باشد.امروز گفتمان انقلاب اسلامی به گفتمانی غالب در ادبیات کشورها و جوامع آزادی خواه مبدل شده است . ایران «پدیده تمدنی پیوسته» با چند هزار سال پیشینه در هضم، مهار و دگرگونسازی امواج مهاجمان است. پیوند هویت دیرپای تاریخی با نگاه جهانشمول اسلام ناب، به شکل گیری یک «هویت ترکیبی قدرتمند» انجامیده که در برابر مهندسی معیوب بیگانگان نفوذناپذیر است.دوران قاجار و پهلوی که دوران اوج تحقیر، وابستگی ساختاری و تاراج حاکمیت ملی بود، در حافظه جمعی ایرانیان به عنوان یک «انحراف نامطلوب تمدنی- تاریخی» ثبت شده است. اراده جامعه ایرانی بر عدم بازگشت به آن دوره فرودستی، ریشه در این بلوغ تمدنی دارد. امروز ملت ایران طعم استقلال، توان دفاعی بومی و تأثیرگذاری فرامنطقهای را چشیده است؛ ملتی که خود به تولید دانش، فناوریهای پیشرفته و دکترین دفاعی دست یافته، هرگز به عقبنشینی به جایگاه یک پیرامونِ مصرفکننده و وابسته تن نخواهد داد.
نکته سوم اینکه امروزه صحنه نبرد واقعی از میدانهای سخت به ذهن و ادراک شهروندان منتقل شده است. غایت تمام فشارهای اقتصادی و نظامی، شکستن ستون فقرات «اعتمادبهنفس ملی» و القای این گزاره دروغین است که تنها راه رهایی، پذیرش مجدد هژمونی غرب است. با این حال، جامعه ایرانی در بطن این چالشها دچار یک «جهش شناختی» شده است.شناخت تجربی مردم از فرجام سازشکاری در منطقه و جهان، در کنار مشاهده عینی دستاوردهای خوداتکایی، نوعی مصونیت ادراکی پایدار خلق کرده است. مردم دریافتهاند که ایستادگی هزینه دارد، اما هزینه تسلیم و بازگشت به مدار سلطه، به مراتب ویرانکنندهتر و متضمن نابودی شرافت و تمامیت ارضی است. سایه پرواز این هویت خودباور چنان وسعتی یافته که نه تنها در درون مرزها تثبیت شده، بلکه به الگوی الهامبخش هستههای مقاومت در سراسر منطقه تبدیل شده است.
نکته پایانی، معطوف به جایگاه خاص “جهاد تبیین”در این خیزش ققنوس وار باز می گردد. اگر پیوند میان مؤلفههای سهگانه (بصیرت، خودباوری و امید) در ذهن نسلهای جدید تثبیت شود، امواج سنگین بمباران رسانهای دشمن نمیتواند گسلهای نسلی و معرفتی ایجاد کند. اینجا است که اهمیت راهبردی «جهاد تبیین» آشکار میشود.
کارویژه اصلی تبیین، افشای پشتپرده طراحیهای شناختی دشمن برای بازتولید «نوستالژی کاذب از دوران اسارت و ذلت» و بازنمایی شفاف «مسیر طیشده و قلههای پیشرو» است. تا زمانی که منطق مقاومت، تصویر فداکاری شهدا و روایت پیروزی، به عنوان نرمافزار اصلی ذهنیت عمومی تثبیت شود، دشمن در تحقق آرزوی خام خود برای بازگرداندن ایران به مدار انفعال، ناکام خواهد بود.
در نهایت اینکه پیام راهبردی رهبر انقلاب، ترسیم خط پایان برای رویای بازگشت به ذلت و پذیرش ظلم است. ایران اسلامی با اتکا به شور انقلابی، میراث تمدنی ، خودآگاهی شناختی ، به نقطهای از بلوغ و پویایی درونی رسیده که بازگشت به مدار وابستگی برای آن از نظر ساختاری و هویتی ناممکن است. این ققنوس بالگشوده، امروز نه تنها از خاکستر تهدیدها عبور کرده، بلکه با تثبیت موازنه قدرت جدید، آینده را بر مدار اراده و عزت خود رقم خواهد زد.





