روایت تصویری هانیه یاوری از نبرد انسان با محدویتها

بدنهای دربند
مجموعه عکس های هانیه یاوری تجربهای مشترک از زیستن در شهر مدرن را به تصویر میکشد؛ جایی که انسان در میان جریان بیپایان حرکت و ازدحام، حضوری نیمهشفاف و ناپایدار پیدا میکند. بدنها محو میشوند، چهرهها از وضوح میگریزند و فرد در دل جمعیتی پرهیاهو، به سایهای گذرا بدل میشود. این محو شدن نه به معنای غیبت، بلکه نشانهای از نوعی حضور متزلزل است؛ حضوری که با شتاب و فشار محیط شهری تعریف میشود.
مجموعه با زبان بصری خود بر تضاد میان فرد و جمع، ایستایی و حرکت، و هویت و بیهویتی تأکید میکند. مخاطب در مواجهه با آن، ناگزیر با پرسشهای بنیادین روبهرو میشود: جایگاه فردیت در جهان معاصر کجاست؟ و چگونه در میان شبکههای پیچیده شهر، ادراک ما از خود و دیگران دچار دگرگونی میشود؟
محسن حسینخانی یادداشتی درباره این مجموعه برای «پشتبام» نوشته و معتقد است:
این تصاویر نه تنها داستانی از بدنهای بهدامافتاده است، بلکه بازتابیست از واکنشهایی مداوم برای بازسازی هویت و از بین بردن زنجیرهای پنهانی، که از گذشته باقی مانده است.
انسان حاضر در این تصاویر همچنان که از یک سمت تلاش میکند تا خود را از ساختارهای اجتماعی جدا کنند، از سمتی دیگر بهطور مستمر درگیر همان ساختارها میماند.







رسولی
به نظرم این مجموعه بیشتر از اینکه فقط جنبه هنری داشته باشه، یه نقد اجتماعی جدی به زندگی شهریه. اما سوالی که دارم اینه: آیا این محو شدن بدنها و چهرهها رو میشه به نوعی بیهویتی در جامعه امروز نسبت داد یا بیشتر استعارهای از فشار محیطی و ازدحام شهرهاست؟
کارشناس روابط عمومی دیجیتال
دقیقاً نکته اصلی همینجاست. هانیه یاوری با زبان بصری تلاش کرده هر دو معنا رو منتقل کنه؛ یعنی هم از دست رفتن هویت فردی در دل ساختارهای جمعی، و هم فرسایش ناشی از فشارهای محیط شهری. محو شدن بدنها فقط نشانهای از ازدحام نیست؛ بلکه بازتاب نوعی حضور ناپایدار و شکننده است. درواقع، این تصاویر روایتگر تضاد دائمی بین فردیت و جمعیتاند.