گروه سیاست خبرگزاری مهر: اظهارنظر امروز سرلشکر یحیی صفوی درباره عبور صنعت دفاعی ایران از مرحله «پاسخگویی به نیاز» و رسیدن به مرحله «قدرت بازدارنده فعال» که در قالب پیامی به مناسبت روز صنعت دفاعی بیان شده، در شرایطی مطرح شده است که ارزیابیهای منتشرشده از سوی نهادهای مطالعاتی و رسانههای غربی نیز نشان میدهد توان موشکی و پهپادی ایران دیگر صرفاً یک ظرفیت دفاعی محدود و متعارف نیست؛ بلکه به یکی از متغیرهای اصلی محاسبات امنیتی آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی منطقه تبدیل شده است.
اگر بازدارندگی را توانایی یک کشور برای افزایش هزینه و ریسک اقدام نظامی علیه خود تعریف کنیم، عملکرد ایران در جنگ اخیر را میتوان نمونهای از «بازدارندگی فعال» دانست؛ بازدارندگیای که الزاماً برتری کامل در هوا یا دریا را دنبال نمیکند، بلکه با تکیه بر موشک، پهپاد، جنگ الکترونیک، توان تولید انبوه و قابلیت هدف قرار دادن زیرساختهای حساس، هزینه جنگ را برای طرف مقابل بالا میبرد.
اعتراف یک مرکز مطالعاتی آمریکایی: بزرگترین زرادخانه موشکی منطقه
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا (CSIS) در تازهترین ارزیابی خود، ایران را دارای «بزرگترین و متنوعترین زرادخانه موشکی در خاورمیانه» توصیف کرده است. این مرکز میگوید ایران هزاران موشک بالستیک و کروز در اختیار دارد و طی یک دهه گذشته سرمایهگذاری قابل توجهی برای افزایش دقت و قدرت تخریب این موشکها انجام داده است.

اهمیت این ارزیابی در آن است که CSIS این توانایی را نه صرفاً یک ظرفیت دفاعی، بلکه ابزاری برای «قدرتنمایی» و ایجاد تهدید معتبر علیه نیروهای آمریکایی و شرکای واشنگتن در منطقه میداند.
به بیان دیگر، حتی در ادبیات مراکز مطالعاتی نزدیک به ساختار امنیتی آمریکا نیز موشکهای ایران دیگر صرفاً بخشی از تجهیزات نظامی این کشور محسوب نمیشوند؛ بلکه یکی از پایههای اصلی محاسبات بازدارندگی تهران هستند.
جنگ نشان داد مسئله فقط تعداد موشکها نیست
البته ارزیابی توان دفاعی ایران نباید به تعداد موشکها محدود شود. تجربه جنگ نشان داد مسئله اصلی، ترکیب چند مؤلفه در یک الگوی عملیاتی است: تولید انبوه، تنوع برد و نوع موشک، تحرک پرتابگرها، استفاده از پهپادها، حملات اشباعی، تغییر تاکتیکها و تلاش برای عبور از لایههای دفاع موشکی.
فایننشالتایمز در بررسی عملکرد موشکی ایران در جنگ اخیر گزارش کرده است که تهران با وجود حملات سنگین آمریکا و اسرائیل، توانست خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و به استفاده از موشکهای دقیقتر و تاکتیکهای متفاوت روی آورد. این گزارش همچنین به تغییر زمانبندی شلیکها، کاهش امکان کشف پرتابگرها و تمرکز بر رادارها و سامانههای هشدار زودهنگام اشاره میکند.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا «قدرت بازدارنده فعال» الزاماً به معنای برخورداری از یک سامانه تسلیحاتی شکستناپذیر نیست، بلکه به معنای توان ادامه عملیات، تطبیق با تاکتیک دشمن و حفظ قابلیت پاسخگویی پس از دریافت ضربه نخست است.
حتی دفاع هوایی آمریکا و متحدانش تحت فشار قرار گرفت
یکی از مهمترین شواهد تغییر معادله، فشار واردشده بر ذخایر موشکهای رهگیر آمریکا و متحدانش است.
بر اساس یک تحلیل منتشرشده از سوی CSIS، جنگ ایران مصرف قابل توجهی از مهمات کلیدی آمریکا از جمله تاماهاوک، پاتریوت و دیگر سامانههای موشکی را به دنبال داشته است. این مرکز هشدار داده که حتی در صورت پایان جنگ، بازسازی ذخایر و رسیدن آنها به سطح مطلوب سالها زمان خواهد برد.
در ارزیابی دیگری که آسوشیتدپرس بر اساس تحلیل CSIS منتشر کرده، ذخایر سامانههای پاتریوت آمریکا حدود ۶۵ درصد و ذخایر THAAD حدود ۳۸ درصد کاهش یافته است؛ مسئلهای که نگرانیهایی درباره آمادگی آمریکا برای درگیریهای آینده، بهویژه در برابر چین، ایجاد کرده است.
این اتفاق از منظر اقتصادی و نظامی اهمیت دارد: اگر یک موشک یا پهپاد نسبتاً ارزان بتواند دشمن را وادار به استفاده از یک رهگیر چند میلیون دلاری کند، آنگاه حتی رهگیری موفق نیز الزاماً به معنای پیروزی اقتصادی و راهبردی مدافع نیست.
الجزیره نیز در بررسی حملات پهپادی ایران به کشورهای خلیج فارس به همین مسئله اشاره کرده و نوشته است که پهپادهای ارزانقیمت ایران میتوانند سامانههای دفاعی بسیار گرانتر را تحت فشار قرار دهند.
واکنش کشورهای عربی؛ وقتی خریدهای میلیارددلاری کافی نیست
کشورهای عربی خلیج فارس طی سالهای گذشته میلیاردها دلار برای ایجاد شبکههای دفاع هوایی و موشکی هزینه کردهاند. عربستان، امارات، قطر، بحرین و دیگر کشورهای منطقه از سامانههای پیشرفته آمریکایی و غربی استفاده میکنند؛ با این حال جنگ اخیر نشان داد که داشتن سامانههای پیشرفته لزوماً به معنای مصونیت کامل نیست.

مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS) پس از حملات ایران گزارش داد که کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در جریان جنگ از صدها موشک رهگیر استفاده کرده و بخش قابل توجهی از ذخایر رهگیرهای دوربرد خود را مصرف کردهاند. این مؤسسه در ماه مه نیز نوشت حملات موشکی و پهپادی ایران باعث شد کشورهای عربی منطقه به سرعت به دنبال تأمین مجدد ذخایر دفاع هوایی و موشکی خود بروند.
گزارش سرویس پژوهشی کنگره آمریکا نیز ابعاد این فشار را نشان میدهد. بر اساس این گزارش، تا ۱۷ مه ۲۰۲۶ بیش از ۶۷۰۰ موشک و پهپاد از سوی ایران علیه کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس شلیک شده بود؛ هرچند بخش بزرگی از آنها توسط سامانههای دفاعی رهگیری شد.
این داده یک نکته مهم را روشن میکند: بازدارندگی ایران الزاماً به معنای عبور همه موشکها از پدافند دشمن نیست. حتی حجم حمله، هزینه رهگیری، فشار بر ذخایر، اختلال در فعالیت اقتصادی و تحمیل آمادهباش دائمی نیز بخشی از اثر بازدارندگی محسوب میشود.
از نگاه عربی؛ امنیت دیگر فقط با خرید سلاح آمریکایی تضمین نمیشود
یکی از پیامدهای مهم جنگ، تغییر نگاه برخی کشورهای عربی به تضمینهای امنیتی آمریکا بوده است.
رویترز در تحلیلی درباره واکنش کشورهای خلیج فارس پس از جنگ نوشت که این کشورها در حالی که سالها به چتر امنیتی آمریکا تکیه کرده بودند، اکنون نسبت به قابلیت واشنگتن برای تضمین امنیت منطقه با تردید بیشتری مواجه شدهاند. این گزارش از تغییر محاسبات امنیتی کشورهای عربی و تلاش آنها برای متنوع کردن روابط امنیتی خبر میدهد.
البته این به معنای پذیرش برتری نظامی ایران از سوی کشورهای عربی نیست؛ اما نشان میدهد یک واقعیت جدید وارد محاسبات منطقه شده است: ایران حتی در برابر ائتلافی با برتری مطلق هوایی و فناوری بسیار بالاتر، همچنان توان ایجاد هزینه و ادامه تهدید را حفظ میکند.
مقایسهای که بیش از هر چیز درباره «بهرهوری راهبردی» حرف میزند
برای فهم بهتر این تحول، مقایسه هزینههای نظامی ایران و آمریکا قابل توجه است. براساس جدیدترین دادههای SIPRI، هزینه نظامی آمریکا در سال ۲۰۲۵ حدود ۹۵۴ میلیارد دلار بوده است؛ در مقابل، هزینه نظامی ایران حدود ۷.۴ میلیارد دلار برآورد شده است.
به این ترتیب، هزینه نظامی آمریکا حدود ۱۲۹ برابر ایران بوده است.
اما نکته قابل توجه اینجاست که ایران با این سطح از منابع، توانسته است مجموعهای از قابلیتها را ایجاد کند که برای آمریکا و متحدانش هزینههای سنگینی به همراه داشته است: از نیاز به استقرار سامانههای متعدد دفاع موشکی در منطقه گرفته تا مصرف ذخایر رهگیرها، افزایش هزینه حفاظت از پایگاهها و زیرساختها و ایجاد تهدید برای خطوط انرژی و کشتیرانی.
این مقایسه البته نباید به یک نتیجه سادهانگارانه منتهی شود که «توان نظامی ایران و آمریکا برابر است». چنین نتیجهای نادرست است. آمریکا همچنان در حوزههایی مانند نیروی هوایی راهبردی، ناوگان دریایی، ماهوارهها، اطلاعات و شناسایی، لجستیک جهانی و شبکه پایگاههای خارجی برتری بسیار بزرگی دارد.
مسئله اصلی چیز دیگری است: ایران توانسته با هزینهای بهمراتب کمتر، ابزارهایی بسازد که برتری مطلق طرف مقابل را به برتری بیهزینه تبدیل نمیکند.
صنعت دفاعی؛ جایی که تحریم به موتور بومیسازی تبدیل شد
یکی از نکات مهم در دادههای SIPRI نیز همینجاست. این مؤسسه در گزارش خود مدعی شده است که هزینه نظامی ایران در سال ۲۰۲۵ با وجود افزایش اسمی، در ارزش واقعی ۵.۶ درصد کاهش یافته و به ۷.۴ میلیارد دلار رسیده است. با این حال، بودجه اختصاصیافته به برخی تولیدکنندگان داخلی تسلیحات افزایش قابل توجهی داشته است؛ از جمله افزایش ۵۰ درصدی تخصیص به صنایع هواپیماسازی ایران و افزایش ۴۴ درصدی تخصیص به سازمان صنایع هوافضا که تولیدکننده موشکهای بالستیک است.

این اعداد نشان میدهد بخش مهمی از راهبرد ایران، افزایش توان تولید داخلی در حوزههایی بوده که در شرایط تحریم امکان خرید گسترده خارجی برای آنها وجود ندارد. در واقع، تحریم برای صنعت دفاعی ایران دو اثر همزمان داشته است: از یک سو دسترسی به فناوری و تجهیزات پیشرفته را محدود کرده و از سوی دیگر، ضرورت تولید داخلی را به یک مسئله راهبردی تبدیل کرده است.
اما یک نکته مهم: بازدارندگی ایران بدون هزینه و آسیب نبوده است
برای تحلیل دقیق، نباید صرفاً نقاط قوت ایران را برجسته کرد. ارزیابیهای غربی نشان میدهد حملات آمریکا و اسرائیل آسیب قابل توجهی به زیرساختهای نظامی، موشکی و پهپادی ایران وارد کرده است.
مرکز CSIS در گزارشی پس از حملات ۲۰۲۶ تصریح کرده که میزان دقیق خسارت هنوز روشن نیست، اما تأکید دارد ایران در صورت تداوم ساختار سیاسی موجود تلاش خواهد کرد توان نظامی و صنعتی خود را بازسازی کند.
همچنین مؤسسه IISS در ارزیابیهای خود تأکید کرده بود که حملات هوایی آمریکا و اسرائیل در مقاطعی توان پرتاب موشکهای بالستیک ایران را به شدت کاهش داد.
هرچند برتری هوایی و اطلاعاتی آمریکا و رژیم اسرائیل توانست ضربات سنگینی وارد کند، اما این برتری نتوانست ایران را از داشتن ظرفیت پاسخ و ایجاد هزینه راهبردی محروم کند و به نوعی به تجربه عملیاتی برای ادامه جنگ بدل شد.
معنای واقعی «بازدارندگی فعال»
در چنین شرایطی، عبارت «عبور از نیاز به قدرت بازدارنده فعال» را میتوان بیش از یک شعار، به عنوان توصیفی از یک تغییر پارادایم در صنعت دفاعی ایران در نظر گرفت.
در مرحله نخست، هدف صنعت دفاعی تأمین تجهیزاتی بود که نیروهای مسلح برای دفاع از کشور به آنها نیاز داشتند؛ اما در مرحله جدید، مسئله فقط تأمین نیاز نیست، بلکه ایجاد قابلیت تحمیل هزینه به دشمن، افزایش ریسک تصمیم به جنگ، تداوم تولید در شرایط تحریم و جنگ و امکان بازسازی سریع پس از حمله است.
به همین دلیل است که امروز در ادبیات مراکز غربی، موشکها و پهپادهای ایران به عنوان یک «مسئله امنیتی» مستقل بررسی میشوند. CSIS ایران را دارای بزرگترین و متنوعترین زرادخانه موشکی خاورمیانه میداند؛ IISS از فشار حملات ایران بر ذخایر رهگیر کشورهای خلیج فارس سخن میگوید؛ تحلیلگران آمریکایی درباره فرسایش ذخایر پاتریوت و THAAD هشدار میدهند؛ و کشورهای عربی پس از جنگ برای بازسازی ذخایر دفاع موشکی خود به تکاپو افتادهاند.
این مجموعه شواهد، یک نتیجه مهم دارد:
قدرت دفاعی زمانی به بازدارندگی تبدیل میشود که دشمن، حتی با برخورداری از برتری فناورانه و بودجهای، نتواند هزینه جنگ را قابل پیشبینی و محدود نگه دارد.
در این معنا، فاصله ۷.۴ میلیارد دلاری ایران با ۹۵۴ میلیارد دلار هزینه نظامی آمریکا، بیش از آنکه صرفاً یک تفاوت عددی باشد، یک پرسش راهبردی ایجاد میکند: چگونه کشوری با منابع بسیار محدودتر توانسته است مجموعهای از ظرفیتهای موشکی، پهپادی و نامتقارن ایجاد کند که برای یکی از پرهزینهترین ماشینهای نظامی جهان، هزینه عملیاتی و راهبردی ایجاد کند؟
پاسخ را باید در ترکیب خودکفایی، تولید انبوه، انتخاب فناوریهای کمهزینه و مؤثر، شناخت جغرافیای منطقه، تجربه چند دهه جنگ و تحریم و مهمتر از همه، تبدیل صنعت دفاعی از یک مصرفکننده تسلیحات به یک تولیدکننده و توسعهدهنده فناوریهای نظامی جستوجو کرد.
به همین دلیل، شاید دقیقترین تعبیر برای وضعیت امروز صنعت دفاعی ایران همان عبارتی باشد که سرلشکر صفوی بر آن تأکید کرده است: حرکت از «تأمین نیاز» به سمت «بازدارندگی فعال».
بازدارندگیای که ارزش آن را نه فقط باید با تعداد سلاحهای تولیدشده، بلکه با هزینهای که توان دفاعی ایران به محاسبات دشمن تحمیل میکند سنجید.


