در باب سینمای ایران برای شما علاقه مندان خبر داریم مبنی بر اینکه “دنباله «فرار از زندان» و تحریف «یمن» در روز روشن! – اخبار سینمای ایران و جهان” که پیشتر بدان میپردازیم.

سینماپرس: مهمترین سوالی که ذهن بینندگان «فرار از زندان» را درگیر می‌کند این است که چرا «یمن» موقعیت اصلی مساله‌های دراماتیک این فیلم انتخاب شده است؟ امری که شدیدا به کیفیت سریال لطمه زده است.

محمدصادق باطنی/ پخش فصل پنجم سریال پرطرفدار «فرار از زندان» بعد از ۷ سال وقفه، از ابتدا سال ۲۰۱۷ شروع شد و چند هفته پیش به انتهای رسید. این دفعه مایکل اسکافیلد (بازیگر نقش اول سریال) که در انتهای فصل چهارم به نظر می رسید مرده است، از زندانی در صنعا، پایتخت یمن سر در می آورد و کل ذهنیتش فرار از زندانی به وسعت کشور به هم ریخته یمن است.

لحن سریال برعکس four فصل اول، دیگر چندان انتقادی به حکومت امریکا ندارد و برعکسِ فصول دیگر به جای نسبت دادن فساد به سیستم، انحراف در حکومت را محدود می کند به کسانی تندرو که تصمیم گرفته اند خارج از ساختار حکومت، اعمال خودسرانه خود را پیگیری کنند.

جیکوب (یعقوب) اسم فردی است که در فصل پنجم سریال فرار از زندان، وظیفه این خودسری ها را برعهده گرفته است. در میانه فیلم متوجه می شویم که جیکوب همان «پوسایدن» است؛ (بگذریم که عباراتی مانند جیکوب و پوسایدن در ادبیات غربیها معانی ویژه ای بهمراه دارد. جیکوب پیوسته در کارهای مهم سینمایی و تلویزیونی امریکایی کسی است که در طرف دیگر خدا قد علم کرده است (ارجاع به جریان کشتی گرفتن یعقوب با خداوند در تورات). پوسایدن هم در اساطیر یونان خدای دریاهاست و مالکیت آب در عالم هستی در دستان قدرت اوست. اینکه هر دو عنوان جیکوب و پوسایدن در یک فیلم به یک نفر نسبت داده می شود که هم خودسر است و هم خارج از سیستم حکومت امریکا در جستجوی حکومت بر دنیا و بر هم زدن نظم جهان، امری قابل تامل و ارزشمند تدقیق بیشتر است.)

جیکوب، مامور سابق سیا که از این سازمان فاصله گرفته و به روش خودسر در جستجوی تجمیع نیروهایی برای مبارزه با تروریستها در تمامی جهان است. یکی از این نیروها «ابورمال» (با ظاهری مشابه ابوبکر البغدادی) است؛ سرکرده (فرضیِ) داعش در یمن که در زندان به سر می برد و مایکل اسکافیلد به وسیله پوسایدن مامور می شود تا ایشان را از زندانی در یمن آزاد کند.

بله به همین راحتی! تا روز قبل در مناظره های انتخاباتی، همین ترامپ، پشتیبانی از داعش و آزادسازی زندانیان تندرو برای تقویت نیروهای تروریستی را اقدامی سازمان یافته از طرف حکومت امریکا عرضه می کرد… و اکنون این عمل مبدل می شود به اقدام خودسرانه یک فرد تندروی فراری از حکومت!

***

با اینحال مهمترین سوالی که ذهن بینندگان این سریال پرطرفدار را درگیر می کند این است که چرا «یمن» موقعیت اصلی چالشهای دراماتیک این فیلم انتخاب شده است؟ امری که شدیدا به کیفیت سریال لطمه زده و از بازیگری تا دیزاین صحنه و جریان، همه را تصنعی و نامتناسب ساخته است و شدیدا سریال را ناپخته و غیرقابل باور کرده است. مایکل اسکافیلد که مهمترین خصوصیت اش در فصلهای قبل، دقت و مهندسی نقشه هایش بود، در این فصل با نقشه هایی غیرمنطقی که تنها با استعانت به علم غیب می توان به موفقیتشان امیدوار بود مسیر جریان را پیش می برد؛ و مهمترین عامل لطمه زننده به سیر منطقی جریان، مطمئنا انتخاب یمن تحت نام موقعیت محوری در این فصل از سریال است. امری که پرسش مطرح شده در ابتدای این پاراگراف را پررنگ تر می کند.

قبل از تلاش برای یافتن جواب این پرسش که چرا یمن تحت نام موقعیت محوری فیلم انتخاب شده، بد نیست مروری بکنیم بر یمنِ بازنمایی شده در فرار از زندان…

جغرافیای محوری در فیلم، یک زندان در قلب پایتخت یمن است. زندانی که در آن به غیر از مایکل، دوست امریکایی اش، یک فرد همجنسباز یمنی، یک فرد معتاد ژاپنی، چندین عدد از مردم عادی یمنی و چندین عدد از عضو های داعش با محوریت ابورمال در بند به سر می برند.

در طول فیلم، به دفعات گفته می شود که یمن، درگیر جنگ داخلی است! جنگی که یک سوی آن داعش است و سوی دیگر آن معلوم نیست که چه کسی است!! در تمامی اثر به دفعات و به دفعات بیننده آن هستیم که بخشهای مختلف یمن با پرتاب خمپاره منفجر می شود، حلقه محاصره داعش بر شهر به تدریج تنگ و تنگتر می شود و تازه ترین جایی که در فیلم به محاصره داعشی ها در می آید زندان و سپس فرودگاه صنعا است.

در تازه ترین سکانسهای بخشِ یمنِ سریال، بیننده آن هستیم که به برکت حمله داعش به زندان، ماموران زندان با بی مسئولیتیِ کامل پا به فرار می گذارند و بدین جهت مایکل موفق می شود از زندان فرار کند و اکنون تمام تلاشش می شود فرار از یمن. در این بین چند نفر هم با ایشان همراهی می کنند. یکی از این مردم زنی یمنی به اسم «هیثر» است که از قضا روابطی دوستانه هم با برادر مایکل (لینکلن) برقرار کرده و مانند مایکل و دوستان، تمام تلاشش فرار از یمن است. جالب اینجاست که مهمترین یمنی های به تصویر کشیده شده در فیلم، عبارتند از یک جوانِ پسر همجنسباز بهمراه همین «هیثر»، زنی تجددطلب که با تمام وجود در جستجوی ترک وطنش و رفتن به امریکاست.

با توصیفی که از یمنِ بازنمایی شده در فرار از زندان انجام شد، ناگفته پیداست که این یمن، زندانی است در آستانه نابودی کامل، که ساکنین آن یا تحول خواه و به فکر فرار از کشورشان هستند یا درگیر جنگی داخلی شده اند که طرفین این جنگ نامعلومند و در حال تکه و پاره کردن این کشورِ در حال فروپاشی.

در طول فیلم هیچ اسمی از عربستان آورده نمی شود. اصولا تمایزی بین ارتش و نیروهای مردمی و علاقه مندان منصور هادی (مدیرعامل جمهور مستعفی یمن) قرار داده نمی شود و معلوم نیست چه کسی با چه کسی در حال جنگ است. تا جایی این حقیقت معاصرِ در حال وقوع تحریف می شود که نقش آفرین اصلیِ ویرانیِ یمن داعش عرضه می گردد و متهم ردیف اول این ناآرامی ها یعنی عربستان و علاقه مندان منصور هادی به طرز کامل از صحنه موضوع حذف می شوند.

یمن اساساً تحت نام یک کشور به رسمیت شناخته نمی شود! شما در فیلم هیچ یمنی متعصبی را پیدا نمیکنید که علاقه ای به کشورش داشته باشد و همه مانند همان زندانبانان بی مسئولیت، به سادگی در حال فرار از این زندان ناامن و سپردن آن به دست تروریستها هستند. انگار اصولا دلیلی برای عشق ورزیدن و دفاع کردن درمقایسه با این سرزمین به هم ریخته نیست.و یمن شایسته از بین رفتن است. جالب هم اینجاست که در این اوضاع غم انگیز، فیلمساز هیچ مرثیه ای برای یمنِ مظلوم نمی خواند و به طرزی آگاهانه هیچ حس ترحمی را درمقایسه با این سرزمینِ در تنگنا در مخاطبان بر نمی انگیزد. اصلا انگار نه انگار که یمنی ها هم آدمند و شایسته داشتن یک زندگی امن و آرام که عربستان ملعون این حق مسلم را از آنان سلب کرده است.

در انتها مایکل موفق می شود از یمن فرار کند و پوسایدن را به سزای عملش برساند و پرونده اش را در سازمان سیا پاک کند. یقینا کارگردان هم خوشحال است که مجددا به نزد تلویزیون هالیوود و علاقه مندان میلیونی این سریال در تمامی جهان بازگشته است و می تواند فصلهای دیگری از این سریال را به مخاطبان جهانی آن بفروشد. غافل از اینکه کیفیت سریالش شدیدا نزول کرده و معماهای نقش اول سریالش بیشتر به فکاهی و معجزه مشابه شده اند تا سیری منطقی برای گشودن معماهایی دیدنی.

***

از اینجا به بعد ما می مانیم و مردم مظلوم یمن. غریب ترین مردمان جهان که نزدیک به سه سال است پایین حریق سعودی ها مردانه ایستاده اند. عظیم ترین دشمنانشان برای کشتن کودکان و زنان مظلوم یمنی چندصد میلیارد دلار پول و اسلحه و دل و قلوه با هم رد و بدل کرده اند. بر پیکر چند صدهزار نفرشان بیماری وبا نشسته است و هیچ راهی برای امداد به بیمارانشان هموار نیست. و اکنون با فریادی از نوع سکوت، باید بنشینند و ببینند که تاریخ زنده شان تحریف می شود و یکی از پرفروش ترین داستانهای زنده جهان، در روز روشن واقعیتهای زندگی روزمره شان را وقیحانه تحریف می کند.

کاش تهیه کننده فرار از زندان، برای ساختن فصل بعدی سریالش قدری از کودکان یمنی مشورت می گرفت و این دفعه قصه کودکانی را روایت می کرد که آرزویشان فرار از زندانِ ظلم و استعمار عربستان سعودی، امریکا و رسانه های تحریفگر و دروغ پراکن است. در شادی های عید فطر، مردم مظلوم یمن را فراموش نکنیم…

* فارس

امیدواریم خبر “دنباله «فرار از زندان» و تحریف «یمن» در روز روشن! – اخبار سینمای ایران و جهان” مورد استقبال شما قرار گرفته است. اگر دوست دارید این خبر را برای دوستان خود ارسال نمائید.

منبع

  • برچسب ها:

    به اشتراک بگذارید :

    مطلب قبل و بعد
    مطالب مشابه

    شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    - کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
    - آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد