در باب سینمای ایران برای شما علاقه مندان خبر داریم مبنی بر اینکه “در جستجوی بیمار حقیقی/ «برادرم خسرو» روایتی با ظاهر ساده و باطنی پیچیده! – اخبار سینمای ایران و جهان” که پیشتر بدان میپردازیم.

مازیار وکیلی/  برادرم خسرو از آن فیلم‌های به ظاهر ساده با اینحال جذابی است که می‌تواند به مرتبه‌ای بالاتر از اندازه کوچکش برسد. ظاهرش کوچک است. پیچیدگی ویژه ای ندارد. همه تمرکزش را روی درست از کار درآوردن شخصیت خسرو می‌گذارد. این‌که حالات و رفتارهای خسرو درست همان چیزی باشد که باید. یک بیمار دو قطبی کامل و شوریده که لحظات شیدایی‌ و افسردگی‌اش به خوبی تصویر شده است. حالاتش درست مشابه‌سازی شده و واکنش‌هایش به اتفاقات اطرافش دقیقا مشابه بیماران دو قطبی است. با اینحال فیلم‌ساز پا را از این هم فراتر می‌گذارد و با نشان دادن دغدغه‌های خسرو ایشان را بدل به یک انسان زخم‌خورده می‌کند، یک شورشی تمام عیار. یک عاصی تنها که نمی‌داند کجا به ساحل آرامش برسد. اتفاقاً خسرو از همه اطرافیانش با استعدادتر است. از برادر دیکتاتور و مقرراتی‌اش. از زن برادر ساده و ترسویش. از خواهر مسن و فداکارش. نوازنده درجه یکی است. عکاس کم‌نظیری است. می‌تواند آدم‌ها را خوشحال کند. بهترین رفیق برادرزاده نوجوانش است. پول‌هایش را همه کادو می‌خرد برای خانواده برادرش. آزار چندانی هم ندارد. درست مانند کودکی است که در حصار تنگ قانون های و خواست بزرگترها گیر اُفتاده. با اینحال تفاوتش با برادر و خواهرش در این است که زندگی‌اش را همانگونه که می‌خواسته ساخته است. با جنونش کنار آمده. این اطرافیان ایشان بودند که نگذاشتند خسرو خودش باشد. بیماری خسرو واکنش به چنین موضوعی است. یک‌جور تلاش برای رهایی از عادات و توقعات خط‌کشی شده جهان اطراف. برای همین هم هست که به این جنون اُفتاده است.

ایشان مشابه جهان و نظم اطرافش نبوده و به همین خاطر هم نظم ساختگی و مصنوعی جهان اطرافش ایشان را خُرد کرده است. نظمی که اساسی ترین تجلی آن ناصر برادر خسرو است. دندان‌پزشکی موفق، آداب‌دان و محافظه‌کار. مردی که ظاهری موجه دارد. زندگی نسبتاً مرفهی برای خودش و خانواده‌اش ساخته و توانسته روکشی دل‌پذیر روی درونش بکشد. دلنشین‌ترین مساله فیلم هم در تقابل خسرو و ناصر است که شکل می‌گیرد. خسرو وقتی که به خانه ناصر وارد می‌شود حالش خوب است. مشکلی ندارد. بیماری‌اش کنترل شده و بر رفتارش چیره است. این ناصر است که مکررا حال ایشان را بدتر می‌کند. ایشان را آزار می‌دهد و به روح و روانش چنگ می‌اندازد. خسرو را تا آستانه مرگ پیش می‌برد.

این‌جاست که مساله اصلی و دلنشین فیلم شکل می‌گیرد. بیمار حقیقی کیست؟ ناصر یا خسرو. به ذهن خطور میکند هر دو این برادران بیمار هستند. منتها اختلاف در این است که بیماری خسرو نمودی بیرونی دارد و بیماری ناصر پشت آن روکش به ظاهر دلنشین پنهان شده. اتفاقاَ بیماری ناصر ده‌ها برابر از بیماری خسرو خطرناک‌تر است. میل ناصر برای آزار رساندن به اطرافیانش پشت کلی دلیل و منطق به ظاهر عقلی پنهان شده است. حرف‌ها و رفتار ناصر به نظر میرسدً منطقی است. حتی توصیه بی‌رحمانه‌اش برای بستری خسرو در بیمارستان. با اینحال پشت این ظاهر مقبول و دلایل منطقی هیولایی خوابیده که با رفتار بیمارگونه‌اش به دیگران ضربه می‌زند. وقتی به قبلی خسرو اشاره می‌شود ناصر و پدرشان نقش پررنگی در بیماری خسرو دارند. آن‌ها بودند که دعوت‌نامه دانشگاه عکاسی را از چشم خسرو پنهان کرده‌اند. آن‌ها بودند که عشق و علاقه خسرو را سرکوب کرده‌اند. آن‌ها بودند که خسرو را به وضع امروزش دچار کرده‌اند. این میل به تحقیر مکررا دیگران با خونسردی تمام و آن میل به تسلط بر دیگران از جانب ناصر ایشان را بدل به هیولایی بی‌عاطفه می‌کند. انقدر بی‌عاطفه که با خونسردی قرص‌های خواب خودش را به خورد خسرو بدهد و دست و پای ایشان را به تخت ببندد تا بمیرد. دیکتاتوری که حاضر است با خونسردی تمام زنش را خانه‌نشین کند. مردی که به سادگی به زنش اتهام داشتن عدم تعادل روانی می‌زند تا از ایشان موجودی دست‌آموز بسازد. ناصر یکی از وحشی‌ترین شخصیت‌های چند سال واپسین سینمای ایران است. منتها توحشش پشت آن ظاهر مدرن و پذیرفتنی پنهان شده. به خاطر همین هم هست که انقدر ترسناک است. نمی‌دانید دارد نیش می‌زند. با اینحال درست جایی که باید با بی‌رحمی تمام نیش زهرآگینش را به تن اطرافیانش فرو می‌کند. 

«برادرم خسرو» ممکن است ظاهری قابل پیش‌بینی داشته باشد. ممکن است تنها یک خط سیر امتحان پس‌داده را طی کند. با اینحال تمام هنر فیلم‌ساز در این بوده که موقعیت‌ها و فراز و فرودهای دراماتیک را چنان در دل این خط سیر آشنا قرار دهد که جدید به نظر برسد. موقعیت‌هایی شدیدا بامزه و دلنشین که می‌تواند تماشاگر را بخنداند با اینحال در عین حال غم‌انگیز هم باشد. موقعیت‌هایی که آن تنهایی و تک‌اُفتادگی خسرو را به خوبی نشان ‌دهد. برادرم خسرو با آن موقعیت‌های بکرش و سادگی ساختش فیلم راحتی به ذهن خطور میکند. با اینحال حقیقت چیز دیگری است. برادرم خسرو فیلم شدیدا پیچیده و سختی است. این درست که در نمایش عده ای موقعیت‌ها زیاده‌روی می‌کند و لحظه فراوانی را با شرح واضحات پیرامون بیماری خسرو تلف می‌کند تا به نقاط اوج بعدی برسد، با اینحال در شکل حال حاضر هم یکی از کامل ترین و خوش‌تولید‌ترین فیلم‌های اکران امسال است. مانند یک فیلم کوچک و مستقل است که حرفه‌ای ساخته شده. بازی‌های درجه یک و کارگردانی پخته‌ای دارد. بازی‌هایی که اگر ذره‌ای دچار بزرگ‌نمایی می‌شدند کل فیلم از دست می‌رفت. 

در جستجوی بیمار واقعی/ «برادرم خسرو» روایتی با ظاهر ساده و باطنی پیچیده!

«برادرم خسرو» بهترین بازی شهاب حسینی در سال‌های واپسین است. حسینی برای نشان دادن احوالات خسرو از جان مایه قرار داده و نتیجه خوبی هم گرفته است. با اینحال بی تردید گل سرسبد بازی‌های فیلم در اختیار به ناصر هاشمی است که با خونسردی تمام یکی از پیچیده‌ترین و ترسناک‌ترین شخصیت‌های سال‌های واپسین را بازی کرده است. جوری که اصلاً به نظر نرسد هیولایی ترسناک است.

برادرم خسرو اسم بیگلری را همراه با فیلم اولی‌های درخشان این سال‌های سینمای ایران قرار می‌دهد. بیگلری نشان می‌دهد که به چه نحو می‌شود با روایتی آشنا از داستانی ساده تماشاگر را به فکر وا داشت. با برادرم خسرو می‌توان منتظر کارهای بعدی بیگلری ماند. آثاری که می‌تواند اسم ایشان را بیش از قبل سر زبان‌ها بی‌اندازد و ایشان را بدل به فیلم‌سازی بزرگ کند.

* فردا

امیدواریم خبر “در جستجوی بیمار حقیقی/ «برادرم خسرو» روایتی با ظاهر ساده و باطنی پیچیده! – اخبار سینمای ایران و جهان” مورد استقبال شما قرار گرفته است. درصورت تمایل این خبر را برای دوستان خود ارسال نمائید.

منبع

  • برچسب ها:

    به اشتراک بگذارید :

    مطلب قبل و بعد
    مطالب مشابه