در باب سینمای ایران برای شما علاقه مندان خبر داریم مبنی بر اینکه “درخشنده: سینما برای من عبادت است/ مجد: مشاوره فیلمساز با روانشناس و جامعه شناس دلیل باورپذیری اثر اجتماعی است – اخبار سینمای ایران و جهان” که پیشتر بدان میپردازیم.

سینماپرس: پوران درخشنده فیلمساز مطرح سینمای اجتماعی ایران تنها فیلمسازی است که پیوسته در کارهای انسانی اش به موضوعات مرتبط با بهزیستی اهتمام نمایش داده و طی سال های واپسین با تولید فیلم های خود ثابت کرده که دغدغه آدم های فراموش شده در جامعه را دارد و برای تولید فیلم هایش از بطن زندگی و جامعه موضوعات را استخراج می کند. «پایین سقف دودی» بروزترین اثر سینمایی این بانوی فیلمساز که مدتی است اکران آن در سینماهای تمامی کشور شروع شده مسئله بسیار مهم طلاق عاطفی در جامعه را بیان می کند.

پوران درخشنده فیلمساز سینمای اجتماعی ایران است. فیلمسازی که طی سال های واپسین با تولید فیلم های خود نمایش داده که دغدغه آدم های فراموش شده در جامعه را دارد و می خواهد مشکلات آن ها را با صدای بلند فریاد بزند.

نگاهی گذرا درمقایسه با کارهای ساخته شده پوران درخشنده طی ۳ دهه واپسین نشان از آن دارد که این فیلمساز در بیشتر مواقع در کارهای خود دغدغه آدم های فراموش شده در سطح جامعه را دارد. از فیلم «رابطه» تحت نام نخستین ساخته اش که در باب نوجوانی ناشنوا و لال به اسم ناصر است که قادر به ایجاد رابطه با اطرافیان خود نیست، تا دومین ساخته اش یعنی «پرنده کوچک خوشبختی» که در باب دختر بچه ای است که بر اثر ضربه ای روحی در کودکی قدرت تکلم خود را از دست داده است و با یادآوری قبلی دچار تشنج عصبی می شود و سومین اثر سینمایی اش با عنوان «عبور از غبار» که مشکلات اهالی یک روستا در حومه تهران را روایت می کند همگی نشان از آن دارند که درخشنده از بدو ورود به عرصه فیلمسازی، دغدغه اجتماع و آدم هایی را داشته است که با مشکلات فراوانی دست به گریبان هستند و هیچ گاه هم دیده نمی شوند.

نگاه آسیب شناسانه درخشنده که برخلاف اغلب فیلمسازانی که طی سال های واپسین در سینمای ایران ظهور یافته اند و با فیلم های خود قصد دارند جامعه امروز ایران را جامعه ای سیاه عرضه کنند، توانسته تاثیرات شگرفی را برای سینمای ایران بهمراه داشته باشد.   درخشنده از زخم های فرو خورده و دردهای سرکوب شده آدم ها بیان میکند، از سختی ها و مرارت ها، از آدم هایی با مشکلات طاقت فرسا با اینحال همه این ها به گونه ای بطور کلیً متعهدانه در فیلم هایش بیان می شود. درخشنده به آدم هایی ارزش می دهد که جامعه کمترین توجهی به آن ها ندارد و ایشان تصمیم گرفته است با تولید فیلم هایی در باب این اشخاص به آن ها اطمینان خاطر داده و شخصیت آن ها را بازتعریف کند. درخشنده تصمیم گرفته است به کسانی که ضعف هایی دارند نشان دهد که باید روی پای خود بایستند، توانایی ضروری را برای ادامه حیات و بقای خود بیابند و به خودشان متکی باشند.

درخشنده به ویژه نگاهی انسانی به بیماران دارد. از یک نوجوان مبتلا به سندروم دان تا یک بیمار کلیوی و یک زن نازا، از مردم ناشنوا تا معلولان جسمی و حرکتی در بیشتر مواقع در کارهای درخشنده جایگاهی ویژه و ویژه داشته اند. درخشنده شدیدا در کارهای خود سعی دارد نگاه جامعه را درمقایسه با بیماران عوض کند. «بچه های ابدی» تحت نام هشتمین فیلم بلند سینمایی وی بصورت رسمیً پیرامون همین موضوع و با این نوع دیدگاه ساخته شده است.

پوران درخشنده عضو انجمن‌های فیلمسازان زن آمریکا (WIF)، کارگردانان مستقل آمریکا (IFP)و مرکز بین‌المللی فیلم کودکان و نوجوانان یونسکو (CIFEJ) نیز هست و عضویت در این مجامع و انجمن ها نشان از آن دارد که این فیلمساز یکی از با اعتبارترین و مهم ترین فیلمسازان ایرانی است که در سطح جهانی ارزش و اعتبار فراوانی را برایش قائل هستند.

نکته جالب در باب اغلب کارهای این بانوی فیلمساز این است که مسئله فیلم هایش تنها به ایران مرتبط نمی‌ شوند و مشکلات و دغدغه های جهانی را مطرح می‌کنند؛ که از نمونه آن ها می توان بحث تجاوز، اعتیاد، بی مهری به کودکان معلول و… را اسم برد.

اکنون به مناسبت اکران بروزترین اثر سینمایی این فیلمساز با عنوان «پایین سقف دودی» با مسئله بسیار مهم طلاق عاطفی در میزگردی با حضور پوران درخشنده (نویسنده، تهیه کننده و کارگردان)، دکتر امیرهمایون مجد (روانشناس)، سیدرضا منتظری (منتقد سینما) و علی ناصری (خبرنگار) گفتگویی مفصل با درخشنده داشتیم و ایشان ضمن مطرح کردن دغدغه های عدم توجه به سینمای اجتماعی از دیرباز تا اینجای کار به مباحث بسیار مهمی پیرامون نحوه انتخاب سوژه های فیلم هایش و… پرداخت.

****************************

*منتظری: انسان هایی در جامعه وجود دارند که ما به سادگی از کنار آن ها عبور می کنیم و به هیچ عنوان دغدغه های و مشکلات آن ها را نمی بینیم با اینحال همین انسان ها در بیشتر مواقع در فیلم های شما حضوری جدی دارند و شما در آثارتان ثابت کرده اید که دغدغه اجتماع و آدم هایی را دارید که فراموش شده هستند؛ نکته بسیار حائز اهمیتی که با این اوصاف می باشد این است که شما برخلاف بسیاری از فیلمسازان سینمای اجتماعی هرگز دچار سیاه نمایی در نشان دادن دغدغه های، مشکلات و دردهای جامعه نداشته اید و تصویری تاریک از محیط جامعه نشان نداده اید؛ از وقتی که شما تصمیم به تولید نخستین اثر سینمایی تان گرفتید چه نکته ای دلیل شد تا سراغ این دسته از آدم ها بروید و بازهم این مسیر را تا به امروز ادامه دهید آن هم همزمان با اینکه سال ها قبل و مخصوصا در دورانی که شما فیلمسازی تان را شروع کردید اصولاً به این گونه فیلم ها و سینمای اجتماعی بی مهری هم می شد؟

درخشنده: نخستین نکته ای که باید عنوان کنم این است که متأسفانه این سینما بازهم هم با بی مهری روبرو است و بی توجهی به سینمای اجتماعی نکته ای است که به یک دوره ویژه محدود نمی شود؛ سینما برای من در حقیقت یک عبادت است. من سینما را در بیشتر مواقع اینطور دیده و می بینم من به وسیله سینما به دغدغه های اجتماعی و انسانی می پردازم و سینما به مثابه وسیله و ابزاری همراه با دست من است که می تواند تأثیر خوبی روی جامعه بگذارد. من با این نیت وارد سینما شدم چون فکر می کردم می توانم جوابی برای سوأل هایم پیدا کنم، سوأل هایی که در بیشتر مواقع با آن ها درگیر بوده ام. ممکن است جالب باشد که بدانید من ابتدا در رشته پزشکی قبول شدم و علیرغم اصرارهای عضو های خانواده ام این رشته را دنبال نکردم چرا که دغدغه من تحصیل در آن رشته نبود. من می خواستم دردهای مردم که آن ها را لمس و درک می کردم به وسیله همه مردم دیده شود و به همین دلیل با تمام وجود و عشقم به سینما آمدم. عشق به تماس با آدم ها و بحث و صحبت از رنج های بشری در بیشتر مواقع از دوران کودکی و نوجوانی با من بود. من در بیشتر مواقع در زندگی ام بیننده اتفاقات و مصائبی بودم که به اطرافیانم می شد و در بیشتر مواقع همه اتفاقات مدرسه، شهر، خانه و خلاصه هرجایی که می رفتم را می دیدم و اتفاقات در بیشتر مواقع با من می ماند و به آن ها فکر می کردم و در بیشتر مواقع سوأل های ذهنی فراوانی همراه من بود. سینما در نتیجهً برای جواب به این سوأل های ذهنی وسیله و مدیوم خوبی بود.

*منتظری: چگونه به این نتیجه رسیدید که سینما بهترین مدیوم و ابزار برای پرداختن به این دغدغه ها است در صورتی که آشنایی چندانی با سینما نداشتید؟

درخشنده: من از دوران کودکی و نوجوانی در بیشتر مواقع به سینما می رفتم و سینما برای من جذابیت های بسیاری داشت؛ اینکه در یک محیط تاریک و در سکوت همه به پرده نقره ای چشم می دوزند و به دنیایی که فیلمساز مخاطب را با خود همراه می کند می روند از ابتدا برای من جذابیت داشت. تماشاگر در سالن سینما همذات پنداری خوبی با آدم ها و شخصیت های یک اثر دارد. با زندگی و موقعیت و فضایی که شخصیت ها با آن سر و کار دارند همذات پنداری می کند. برای من دلنشین بود که در سکوت سالن سینما چیزی را در فکر آدم ها حک کنم و بتوانم تأثیر مثبتی در وجود آدم ها بگذارم که مثلاً بعد از تماشای یک فیلم رفتار خود را تغییر دهد یا اینکه فکر کند که من کجا هستم؟ برای من بسیار حائز ارزش بود که بتوانم تلنگری به کسانی بزنم که فکر می کنند ناتوان هستند و قادر نیستند کارشان را به خوبی انجام دهند و می خواستم آن ها را به این باور برسانم که شما توانا هستید؛ من دوست داشتم انسان ها را در موقعیت هایی قرار دهم که خودشان را کشف کنند و به اطمینان خاطر برسند و با جهان در باب شان تماس خوبی را برقرار کنند.

به همین دلیل نخستین فیلمی که ساختم جریان پسر بچه ای بود که هیچ اعتماد به نفسی نداشت و ناشنوا بود و کسی آن را تحویل نمی گرفت و خانواده اش هم به وی توجهی نداشتند. این پسربچه دنیا را برای خودش تمام شده می دانست تا اینکه معلمی می آید و با ایشان همدلی می کند و نقاط قوت این فرد را کشف می کند و ایشان را وارد می کند که حرف بزند. معلم ایشان را ترغیب می کند که تو به طرف آدم های شنوا برو و به آن ها ثابت کن که توانایی انجام هر کاری را داری؛ معلم جهان تاریک را برای این بچه باز می کند و هویت ایشان را کشف می کند و این فرد به اطمینان خاطر و روشنی می رسد.

این مسأله برای من تحت نام یک زن بسیار مهم بود که به آدم های پیرامونم این امید را بدهم که شما توانایی انجام هر کار مثبتی را دارید و قادر اید کارهایی را انجام دهید که خیلی ها فکر می کنند توان آن را ندارید. این فیلم برای خود من تست بود. وقتی من این فیلم را در سال ۶۴ نوشتم یک کتاب تقریبا ۳۰۰  و خرده ای صفحه شد که در آن همه وسایل صحنه و حرکت دوربین و صدا و موزیک و اتفاقات را دیزاین کرده بودم؛ من خودم تحت نام نخستین زنی که بعد از پیروزی و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی وارد سینما شدم می خواستم به همگان ثابت کنم که می توانم به بهترین شکل ممکن کاری را که می خواهم به اجرا درآورم.

*منتظری: مطمئناً این کار شما در جامعه شدیدا مردانه آن روزهای سینمای ایران بسیار مهم و تأثیرگذار هم بوده است.

درخشنده: بله، در آن وقت سینما در دست جامعه مردانه بود و حضور من تحت نام یک زن ممکن است به مذاق خیلی ها خوش نمی آمد. این نخستین فرصتی بود که برای من بوجود آمده بود و من می خواستم خودم را تثبیت کنم و حرفم را بزنم و به همه بگویم که به زنان هم بنگرید، به این قبیل مشکلات و دغدغه های در جامعه هم بنگرید و به این آدم های فراموش شده هم نظری بیندازید.

کار اول برای من بسیار سخت بود؛ یادم می آید حتی در بازه ای با فیلمبردارم دچار سخت شدم چرا که ایشان علاقه داشت خودش جای دوربین را تعیین کند با اینحال برای من مهم بود که خودم تعیین کننده تمامی حرکات در فیلمم باشم بدین جهت حتی نصفه روزی کارم را تعطیل کردم با اینحال از فردا با انرژی بیشتر کارم را ادامه دادم به نحوی که فیلمبردار به من گفت فکر می کردم شما الآن می روید و گریه می کنید و دیگر هم پیدایتان نمی شود! از آن روز دیگر سینما برایم جدی شد و احساس کردم توانمندی را خود انسان باید در خود بوجود بیاورد چرا که متأسفانه در جهان در باب کسی تلاشی برای کمک به آدم ها نمی کند و برعکس همه سعی می کنند تا اگر می توانند پشت پایی هم به مردم بزنند.

من معتقدم اعتمادی که انسان به خودش داشته باشد می تواند اطمینان خاطر و حرکت رو به جلو بیاورد. به هر حال من نخستین فیلمم را ساختم و تلویزیون به دلیل اینکه من فارغ التحصیل دانشکده تلویزیون بودم از تولید فیلم اولم پشتیبانی کرد. ما در موشک باران های شدید تهران کارمان را فیلمبرداری کردیم و جلو رفتیم و خبر خوب اینکه در لحظه اکران «رابطه» با استقبال خوبی هم روبرو شد. است. من با هدفی بزرگ وارد سینما شده بودم و می خواستم راجع به آدم هایی فیلم بسازم که کسی به آن هاتوجهی ندارد. آدم هایی که ممکن است خیلی تواناتر از کسانی باشند که مدعی توانایی هستند با اینحال به دلیل فشارهایی که از اطرافیان به سوی آن ها وارد می شود نمی گذارند که پیدا شوند و اکنون این ها هستند که باید اطمینان خاطر بیابند. از همان روز با خودم عهد کردم که آثاری را که می سازم راجع به آدم های فراموش شده باشد. آدم هایی که پیدایشان کنم از جاهایی که دیده نمی شوند و غبارشان را بگیرم و آن ها را نشان دهم بگویم این ها هستند.

*منتظری: با استناد به محیط شدیدا بسته سینما در آن وقت شما تحت نام نخستین زن فیلمساز بعد از انقلاب اذیت نمی شدید و کسی مانع ادامه کارتان نمی شد؟

درخشنده: مطمئناً حضور در سینما برای من سختی هایی بهمراه داشت چرا که مخصوصا خانواده ام به سینما علاقه ای نداشتند و ترجیح می دادند من پزشک باشم تا یک فیلمساز با اینحال به دلیل آنکه من برای خودم هدف مشخصی را تعیین کرده بودم با همه این سختی ها مبارزه کردم و کنار آمدم. دوران بعد از انقلاب اسلامی یک اطمینان خاطر عجیبی را در من بوجود آورده بود چون زن ها حضور جدی در پیروزی انقلاب داشتند و من در بیشتر مواقع می گفتم این سهم من است و با شرایطی که من در پیروزی انقلاب سهیم بودم باید اینجا هم باشم و تلاش های فراوانی کردم و سعی کردم محیط امنی برای خودم بوجود بیاورم و دیگر فراموش کردم که یک زن هستم و می خواهم کار کنم و به این فکر می کردم که فیلمساز هستم و باید در جستجوی دغدغه هایم بروم.

تنها سخت کار من این بود که در نخستین فیلمم با پسربچه ای کار کردم که به واقع ناشنوا بود. در طول پروسه فیلمسازی ام اگر در جستجوی سوژه ای رفتم که کسانی کم توان در آن بودند تمام سعی ام را کردم تا آن آدم ها نقش های اصلی را بازی کنند حتی اگر این نقش درآوردنش بسیار سخت باشد چون معتقد بودم هیچ بازیگری نمی تواند درد آن فرد را به خوبی درک کند و به شکل حقیقی آن نقش را بازی کند بدین جهت با تمام سختی ها جلو رفتم. جالب آنجا بود که وقتی که «رابطه» تمام شد این پسربچه اطمینان خاطر پیدا کرد. پسری که در خانواده مرتباً پرخاشگری داشت از اینکه مردم ایشان را دیده بودند و احساس کرد بازیگر است به خود افتخار کرد و درس خواند و خشونت هایش کم شد و حتی در جستجوی شغل رفت. هدف من همین بود که این موضوع بیفتد و وانگهی مردم هم این آدم ها را بشناسند و در جامعه تحت نام یک طفیلی و سربار به این مردم نگاه نکنند و سعی داشته باشند با نگاهی دغدغه مند و انسانی از این مردم و قابلیت های شان در انجام امور مختلف برخوردار شوند.

در فیلم دومم «پرنده کوچک خوشبختی» باز هم  دختر بچه ای کر و لال سوژه اصلی فیلم بود. «پرنده کوچک خوشبختی» چندین و چند جایزه داخلی و بین المللی دریافت کرد و توجهات فراوانی به آن شد. متأسفانه «رابطه» به دلیل جنگ و موشک باران های آن دوران دیده نشد و تلویزیون تحت نام سرمایه گذار اصلی فیلم چندان تمایلی برای پخش آن به روش بین المللی نداشت. «پرنده کوچک خوشبختی» با اینحال پرفروش ترین فیلم سال ۶۶ شد و مردم آن را دوست داشتند و هنوز هم فیلم حتی برای من تولید کننده اش هم تأثیر دارد و فیلمی ساختم که هر وقتی که اکران شود تاریخ مصرف نداشته باشد.

*منتظری: شما بعد از تولید این فیلم خودتان را تحت نام یک فیلمساز دغدغه مند درمقایسه با موضوعات مرتبط با بهزیستی و مباحث اجتماعی تثبیت کردید و به شما توجه شد؛ پس از آن مسیر برای شما هموارتر شد و یا بازهم سختی ها ادامه داشت؟

درخشنده: متأسفانه سختی ها برای من بیشتر شد با اینحال تماس خوبی میان من و مردم بوجود آمد یعنی یک اعتماد ۲ طرف میان من و مردم شکل گرفت و من مخاطبانی را به دست آوردم که دنبال این بودند  که فیلم تازه من چه زمانی روی پرده می رود تا به تماشای آن بنشینند؛ در حقیقت نوعی صداقت میان من و مردم ایجاد شد و این حس بسیار دلچسب است. مردم می دانند من برای سرگرمی و پول درآوردن و شهرت فیلم نمی سازم و به همین دلیل تماس دوستانه ای میان مان باقی ست؛ ارتباطی که قرار نیست کسی در آن برنده و یا بازنده باشد و همه چیز تنها به نفع کل جامعه است. من بسیار خوشحالم که میان مردم پرطرفدار هستم و این برای من افتخار بزرگی است با اینحال هیچ گاه در طول دوران کاری ام نه به شهرت فکر کردم و نه برای دستیابی به شهرت علاقه ای داشتم و دارم. خوشحالم که مردم دفتر مرا مانند یک مطب روانپزشک می دانند و می آیند و با من درد دل می کنند، حرف های شان را می زنند و سرگذشت های شان را می گویند و این برای عظیم ترین سرمایه زندگی است.

*منتظری: هیچ گاه در طول تمامی این سال ها دلزده و یا پشیمان نشدید؟

درخشنده: نه به هیچ وجه؛ عشق به مردم مانع از افسردگی و دلزدگی من شده و از قبیل روزهای ابتدایی حضورم در سینما با انرژی سرگرم به کار هستم. در بیشتر مواقع احساس می کنم که این حرفه من است و نمی توانم درمقایسه با فیلم هایم، سوژه های آن ها و دغدغه های مردم بی اختلاف باشم؛ من نمی توانم درمقایسه با فیلمی چون «هیس، دخترها فریاد نمی زنند» بی اختلاف باشم وقتی می بینم چه آدم هایی به دفتر من مراجعه می کنند و یا ایمیل می زنند و سرگذشت های شبیه به شان را تعریف می کنند. من با هر سختی و جان کندنی مایل هستم فیلمم را بسازم. این فیلم جامعه را آگاه کرد و چشم و گوش های مردم و به ویژه والدین را شدیدا باز کرد. خیلی اتفاقات را به ما گوشزد کرد. به پدر و مادرها گفت شما تنها وظیفه تان فرزندآوری و تأمین قابلیت ها رفاهی برای آن ها نیست. این ها ارزنده است و ارزشمند است و بدین جهت سختی ها را از تن من می گیرد.

*منتظری: تا چه میزان سوژه های فیلم های تان را از سرگذشت های حقیقی مردم می گیرید و تا چه حد اجازه می دهید که مردم برای شما تحت نام یک فیلمساز سینمای اجتماعی نقش تعیین کننده ای برای انتخاب سوژه های تان داشته باشند؟ آیا هیچ وقت شده تا فیلمنامه ای را که برای تولید مد نظر داشتید به دلیل توصیه سوژه ای تازه از جانب مردم کنار بگذارید و به سوژه تازه هزینه کنید؟

درخشنده: من در بیشتر مواقع قصه ها و سوژه هایم را از مردم می گیرم و انگشت روی مسئله ویژه ای نمی گذارم که باید حتماً پیرامون فلان معضل و مسأله فیلم بسازم. من از روی سوژه های پیشنهادی مردم یکی را انتخاب می کنم و سپس شروع به تحقیق و پژوهش می کنم، به آگاهی می رسم و سعی می کنم تصویری حقیقی از ماوقع جامعه را نشان دهم. من خبر خوب اینکه به اشتراک مردم هستم در جامعه راه می روم، در صف نانوایی و قصابی می ایستم و در اتوبوس و مترو حضور دارم و نمی توانم نبینم که مردم چه رفتاری دارند؛ نمی توانم جوانان را نبینم که لباس پوشیدن شان شکل زنانه به خود گرفته است. برای من این ها تعهد است و معتقدم می بایست از شغلم استفاده درست کنم و سر وقت سوژه های پنهان می روم. در بیشتر مواقع فکر می کنم اگر آشغال های زیرفرش تلنبار شود آدم را به پایین سرنگون می کند و من تحت نام یک فیلمساز باید غبارها را پاک کنم.

*منتظری: نکته ای که بسیار حائز ارزش است اینکه شما در بزنگاه های حساس سراغ سوژه ها می روید؛ تحت نام مثال مبحث مهم طلاق عاطفی که در فیلم «پایین سقف دودی» گفته اید درست در زمانه ای مطرح شده که این پدیده در جامعه به کاملا به اوج رسیده و یا حتی در انتهای دوران اوج خود است؛ بسیاری از خانواده ها امروزه با این سخت در حال دست و پنجه نرم کردن هستند و مطمئناً بسیاری از فرزندان شان در تب و تاب چنین معضلی می سوزند؛ چگونه در چنین بزنگاه هایی حساسی سراغ این نوع سوژه ها می روید؟

درخشنده: با شرایطی که قبل از این گفتم آدم ها خودشان مرا آگاه می کنند و برای من جریان های شان را می فرستند و این آگاهی و پرداختن به مسئله از اکثریت می آید. آن سوژه ای که بالاترین درصد را دارد انتخاب می کنم محاسبه برای من اهمیت بینهایت زیادی دارد. من برای تولید فیلم هایم به دادگاه ها رفت و آمد داشتم و وقتی می دیدم جوانی که یک ماه از ازدواجش می گذرد به سادگی در حال طلاق است و بعد دلیل جدایی را می فهمم دنبال آن می روم تا ببینم چرا به اینجا رسیدند. برای من اهمیت بینهایت زیادی دارد که الگوی جوانان ما چه کسانی هستند؟ پدر و مادری که هیچ وقت مورد استقبال یکدیگر نبوده اند؟ هیچ وقت به هم مهر نکردند و یا دست هم را نگرفتند یا جلوی فرزندان شان یکدیگر را بغل نکرده اند و نبوسیده اند؟

من معتقدم اینکه والدین تنها یک مجموعه وظایف تعیین شده را برای فرزندان دیزاین کنند کاری عبث و غلط است. مردم مرا با حقیقت های روز جامعه روبرو می کنند؛ تحت نام مثال این ایام پسرها از وقتی که شنیده اند من می خواهم فیلم جدیدم را با محوریت آن ها بسازم مرتباً برای من قصه های زندگی شان را می فرستند؛ پسرها در جامعه ما بسیار مظلوم تر از دخترها هستند و اتفاقاتی که برای شان می افتد خیلی دردناک تر از اتفاقاتی است که برای دخترها رخ می دهد. با این اختلاف که پسرها گریه هم نباید بکنند. به دفعات را باید به دوش بکشند. در دوران کودکی اتفاقاتی برای شان می افتد و کسی نیست که با ایشان تماس برقرار کنند با پدر همه چیز از دور است و با مادر قادر نیستند حرف های شان را بزنند.

همین مبحث سر فیلم «پایین سقف دودی» هم بوجود آمد. همه ما آگاهیم که هم اینک طلاق عاطفی بسیار زیاد شده و زندگی موازی همراه با زندگی اصلی بسیاری مردم می باشد. من وقتی در لحظه اکران «پایین سقف دودی» به سالن های سینما سرکشی می کنم و سکوت مطلق مردم در سالن ها را می بینم به فکر فرو می روم؛ این سکوت برای من یک معنا دارد؛ اینکه مردم فیلم را درک کرده اند و با فضا و شخصیت های آن همذات پنداری می کنند؛ «پایین سقف دودی» نه فیلم طنز است نه کمدی با اینحال مردم از آن استقبال می کنند چرا که زندگی حقیقی خود و اطرافیان شن را در آن فیلم می بینند. جوانی که پدر و مادرش با بدین شکل مشکلاتی را دارند و ایشان نمی خواهد در آتی دچار چنین مشکلاتی شود با دقت فیلم را تماشا می کند و سعی می کند تا راهکاری برای برون رفت از این نوع مشکلات برای خود و خانواده اش بیابد.

*منتظری:  وقتی که برای نخستین بار فرضیه تولید «پایین سقف دودی» شکل گرفت چه اتفاقی رخ داد و تا چه میزان برای تولید این فیلم بررسی ها میدانی انجام دادید و از مشاوران روانشناس و جامعه شناس برای باورپذیرتر شدن محیط فیلمتان کمک گرفتید؟

درخشنده: من بررسی ها بسیار مفصلی قبل از تولید «پایین سقف دودی» داشتم. مردم می دانند من قبل از تولید فیلم هایم مطرح می کنم که مثلاً برنامه ریزی شده است پیرامون «طلاق عاطفی» فیلم بسازم و همین دلیل می شود تا خیل انبوهی از مردم که دچار چنین معضل و مشکلی هستند به من مراجعه کنند و یا ایمیل بزنند و جریان های خود و اطرافیان شان را با من به اشتراک بگذارند. من با این مردم قرار ملاقات می گذارم و آن ها می نشینند و حرف های شان را می زنند.

وانگهی همراه با تمام کارهای من روانشناس و جامعه شناس هم می باشد چرا که یقین دارم هیچ حرکتی در زندگی ما نیست که اتفاق نیفتاده باشد و ناشی از مشکلات روانی و دوران کودکی ما نباشد. همه چیز به روان ما باز می گردد و آن چیزهایی که در درون ما اتفاق می افتد و یا خانواده و جامعه به ما آموزش می دهد.

*منتظری: جناب دکتر مجد، مشاوره یک روانشناس در تولید اثر سینمایی چقد موثر است و به نظر شما تا چه میزان می تواند به باورپذیری مخاطب کمک می کند؟

مجد: وقتی یک کارگردان در تولید یک فیلم از افرادی که در این عرصه ها تخصص دارند مشاوره می گیرند کمک می کند اطلاعاتی که در فیلم عرضه می شود مستند و درست باشد. یک روانشناس و یا جامعه شناس چون قبل از این تجربه های فراوانی را داشته و با کیس های متفاوتی که مشکلاتی شبیه به با سوژه مورد نظر فیلمساز را داشته اند برخورد کرده و بررسی ها علمی فراوانی در این عرصه انجام داده می تواند کمک شایانی به باورپذیر تر شدن فیلم کند.

بنده معتقدم موارد این چنینی از قبیل طلاق عاطفی که در این گونه فیلم ها بیان می شود بسیار تأثیرگذارتر و جهانشمول تر است. هرچقدر موردی که بیان می شود تحت نام بحث خانوادگی و اجتماعی عمیق تر باشد و زیربنای اجتماعی بیشتری داشته باشد آدم های بیشتری آن را درک می کنند و چون مسیر فیلم دارای اختلاف از مسیر بعد علمی ما نیست در فیلم اتفاقاتی می افتد که امکان دارد هر یک از مردم درست رفتار نکنند و از راه درست پیش نروند و مخاطب پیامدهای رفتارها را هم می بیند و مخاطب می فهمد رفتار اشتباه چه اتفاقاتی را می تواند منجر شود. یک روانشناس با مشاوره دادن به فیلمساز می تواند فی الواقع به مخاطب فیلم کمک کند تا برداشت بهتری از فیلم مزبور داشته باشد و به راه حل بهتری دست بیابد.

ادامه دارد…

امیدواریم خبر “درخشنده: سینما برای من عبادت است/ مجد: مشاوره فیلمساز با روانشناس و جامعه شناس دلیل باورپذیری اثر اجتماعی است – اخبار سینمای ایران و جهان” مورد استقبال شما قرار گرفته است. درصورت تمایل این خبر را برای دوستان خود ارسال نمائید.

منبع

  • برچسب ها:

    به اشتراک بگذارید :

    مطلب قبل و بعد
    مطالب مشابه