در باب سینمای ایران برای شما علاقه مندان خبر داریم مبنی بر اینکه “از توان ۱۶ میلیون «حریق به اختیار» به چه نحو باید استفاده کرد؟ – اخبار سینمای ایران و جهان” که پیشتر بدان میپردازیم.

حریق به اختیاری حکم به حمله مستقیم نمی‌دهد، اراده حریق به اختیاری حکم می‌کند که ۱۶ میلیونی که به گفتمان مدیرعامل جمهور منتخب «نه» گفتند برای استقبال از فیلمی مانند ویلایی ها بسیج عمومی مطرح کنند.

به نوشته سینماپرس، مشرق نوشت: رهبر انقلاب روز چهارشنبه در دیدار با دانشجویان در باب موقعیت فرهنگی حال حاضر فرمودند که اگر مرکز فرماندهی دچار اختلال شد، سربازان باید حریق به اختیار باشند. چنین جمله ای در طول چند روز واپسین دستخوش بررسی‌های فراوانی قرار گرفته است. عده ای آنرا به یک جنگ فرهنگی شبه مسلحانه مشابه می‌کند و عده ای تصور می‌کنند که مواجه فرهنگی عده ای نشریهها با فعالان فرهنگی بیشتر خواهد شد و دامنه‌های تفسیرهای دارای اختلاف از چنین جمله ای بازهم ادامه‌دارد و دامنه این تفسیرها بازهم ادامه‌ دارد.

جدا از مکان ممتاز و یگانه «حضرت آیت الله خامنه‌ای» تلقی‌های پرخاشگرایانه از سخنان ایشان با افق‌های راهبردی که ایشان طی بیش از نیم قرن رهبری، پیوسته ترسیم کرده‌اند، بطور کلی در تعارض است. حتی نگاه ایشان در مواجه با تهاجم فرهنگی، جنگ نرم، هیچگاه پرخاشگرایانه نبوده است. وقتی می‌فرمایند که فرهنگ از اقتصاد مهم‌تر است در حقیقت یک نسبت سنجی راهبردی را ترسیم کرده‌اند. در حقیقت آنچه در این مجال باید به حریق به اختیاران به اشتراک گذاشت این است که تک تیراندازی در زمینه فرهنگ نمی‌تواند رافع عیوب فرهنگی باشد.

حریق به اختیاران به چه نحو می بایست از محیط فرهنگ مراقبت کنند؟

تحول اقتصادی در هر پایین سری مرتبط با این زمینه، نیاز به نیروی کار و ساعات کار طولانی دارد. در کمال تاسف در زمینه فرهنگ با توجه به نسبت سنجی بنیادین رهبری، تحول خواهی بنا شده بر گسترش فعالیت فعالان فرهنگی است. با ذکر یک نمونه باید تفسیری بر این چرخه کار مستاصل داشته باشیم.  فرض کنید که فلان فیلمسازی نامی، فیلم یا سریالی در چهارچوب‌های ارزش‌های اعتباری فرهنگ عامه پیشرو تولید میکند و یا فلان نویسنده کتاب ویژه ای را  به قلم درمی‌آورد.  برای ساختن این فیلم و نگارش کتاب ویژه، از جانب چندین و چند نهاد پیشرو و مطبوعاتی تقدیر می‌شود و همین فرهنگ تقدیس دنباله‌دار باعث می‌شود فیلمساز و نویسنده ذکر شده به یک تنبلی در پدید آوردن و یک عافیت طلبی سرخوشانه سازمانی ارگانی مبتلا شود و به واقع از همان ایجاد اثر موفق اول، سالها ارتزاق می‌کند. این چرخه باعث محدودیت در تولید در چرخه فرهنگ می‌شود. آیا در فرهنگ مهاجم اصلا چنین سازو کاری می باشد؟ تحت نام نمونه سریال «بازی تاج و تخت» در اروپا و آمریکا با استقبال فراوان مواجه می شود، حتی مدیران شبکه HBO یکبار از عوامل این سریال تقدیر کرده‌اند؟! آیا فیلمسازان درستی مانند دنیس ویلنو یا کریستوفر نولان یا پائولو سورنتینو بابت تولید آثارش به وسیله کمپانی‌های خصوصی و کمپانی‌های دولتی مورد تقدیر در مراسم‌های مجزا قرارگرفته‌اند؟ چرخه تولید فاخر و تقدیر فراوان به کار جدی و با پشتوانه صدمه می زند. عیب لشگر حریق به اختیار فرهنگی این است که چرخه معیوب را نمی بینند و در کارزار تقدیر و ستایش‌های سازمانی سوار بر همان موج ساخته شده می شوند. در صورتیکه تولید فرهنگی در اوضاع حال حاضر بسیار سریع شامل روزمرگی می شود و نباید یک موفقیت ساده را در بوق و کرنا کرد.

اگر رسانه،نهاد یا فردی این سیکل مستاصل را حریق به اختیار  نقد کند می‌شود فرزند لعن و نفرین شده آل سعود. عبارت «حریق به اختیار» این امکان را ممکن می‌کند که دامنه چنین مرزهایی در پیوست با استیصال مورد نقد قرار گیرد. در کشوری که سالانه ۵ سریال، فیلم و  کتاب در تراز انقلاب ایجاد نمی‌شود با اینحال رسالت ارگان‌های عملیاتی فرهنگی می‌شود تقدیر بی وقفه از همان چند اثری کوچکی که در طول یکسال تولید می گردد. این سیکل «یکی بساز هزاربار تقدیر کن» می شود وضعیتی که در آن قرار گرفته‌ایم.در خلا تولیدات سرگرمی ساز بنا شده بر مطالبات پیشرو، رهبر انقلاب از عبارت ولنگاری فرهنگی استفاده می‌کنند، بخشی هویت ولنگارانه مورد اشاره رهبر انقلاب به همین سیکل معیوب «یکی بساز هزاربار تقدیر کن» اشاره دارد. فعالیت فرهنگی در مواجه نرم فرهنگی نیاز به پیوستگی دارد. این تقدیرها باعث می شود ریتم حریق به اختیاری بهم بخورد. بخشی از ارزش «فرمان حریق به اختیار» تاکید به کار مستمر فرهنگی دارد. تقدیرها و ستایش های ارگانی و مطبوعاتی باعث وقفه طولانی کارهای فرهنگی خواهد شد .

مهار محیط مجازی به وسیله حریق به اختیاران

با اینحال به توجه به چنین مسیرسازی، قبل از فتوای «حریق به اختیار» مگر جنگی داخلی در زمینه فرهنگ رخ داده است که عده ای نشریهها از چنین جمله ای برای جوسازیب سیاسی در داخل استفاده می‌کنند!

رهبر انقلاباز تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۷۱ در دیدار با کارگزاران فرهنگی برای اولین بار  فرموند : تهاجم فرهنگی، مانند خودِ کار فرهنگی، اقدامِ آرام و بی سر و صدایی است. یکی از راه‌های تهاجم فرهنگی، این بوده است که سعی کنند جوانان مؤمن را از پایبندی‌های متعصّبانه به ایمان، که همان عواملی است که یک تمدّن را نگه می‌دارد، منصرف کنند. همان کاری را که در اندلس، در قرن‌های قبلی کردند. یعنی جوانان را در عالم، به فساد و شهوت‌رانی و میگساری و این چیزها سرگرم کردند. این کار، اکنون هم انجام می‌گیرد. نکته مهم این است که شروع پاراگراف راهبردی ایشان در سال ۱۳۷۱  با نقطه گذاری ولنگاری در سال ۱۳۹۵ به انتهای می‌رسد. در حد فاصل پاراگراف در ابتدا و نقطه گذاری پایانی هیچ اتفاق ویژه ای رخ نداد و  فرمان «حریق به اختیار»  تلنگری برای سود‌بری جمعی از فعالیت‌های فرهنگی است. حریق به اختیار تنها دستمایه ای است که عرصه نقد و تحرک جمعی را ممکن می آورد.  با اینحال بخشی از فرمان حریق به اختیار را باید به روش کاربردی در محیط مجازی عملیاتی کرد.

نکته مهم این است که در این سال‌ها بعد از سخنرانی تهاجم فرهنگی بزرگ بیست و هشت سال قبل رهبری، اراده فرهنگی مدیران سست و لغزنده است و اغلب آنها خط حریق را رها کرده‌اند. رسانه های فردی می توانند تلگنری دائمی برای مدیران باشند و مردم نیز با بهره برداری از نشریات فردی دائما باید ولنگاری در موقعیت موجود  را به مدیران فرهنگی یادآوری کنند. حریق  به اختیار در نشریات مجازی ریتم زندگی مدیران فرهنگی را باید بر هم زند. حریق به اختیار، مهلت خوبی برای گروگانگیری رسانه ای در نسبت با مدیرانی است که فرهنگ اندلسی را کپی ، پیست می‌کنند. حریق به اختیار، سطح مطالبات و انتقادات را به یکباره در محیط مجازی گسترش خواهد تا با این تلنگرهای کوچک، موقعیتی برای یک رهایی بزرگ از دست مدیران محافظه‌کار و فرتوت را ممکن کند. به نحوی حریق به اختیاری اشاره مستقیم به مدیریت محیط مجازی دارد کما اینکه فرمان «حریق به اختیاری » باید در مسیر مهار محیط مجازی قرار گیرد.

 حریق به اختیاری ۱۶ میلیونی تنها با همدلی محقق می شود

با اینحال موضوع جالب این است که در حالت حریق به اختیاری، با تک تیراندازهای مشهور در زمینه فرهنگی آورده ای کسب نمی‌شود. موضوع مهم این است که حریق به اختیاری فردی سرانجامی نخواهد داشت و حریق به اختیاری باید ابعادی جمعی به خود بیابد. چرا از حریق به اختیاری ۱۶ میلیونی  که در انتخابات واپسین کمپانی کرده‌اند، استفاده نمی‌شود؟حریق به اختیاری از فرد باید به جمع تسری بیابد. نمونه‌اش اکران مهجور فیلم ویلایی‌هاست که کارگردان این فیلم در طرف دیگر سوء مدیریت فرهنگی در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر ایستادگی کرد و با زبان بی‌زبانی و در انتقاد‌های متفاوتی تلاش کرد به مردم ایران این پیغام یا به نحوی اخطار را  منتقل کند که نسبت «فجر» با ارزش‌های پیشرو چیست؟ نتیجه این انتقاد‌ها این شد که فیلم زیبایش را به سادگی در لحظه اکران سر بریدند و در زمانی نامناسب همزمان با فیلم سطحی و نازل اکران شد.

اراده حریق به اختیاری حکم به حمله مستقیم نمی‌دهد، اراده حریق به اختیاری حکم می کند که ۱۶ میلیونی که به گفتمان مدیرعامل جمهور منتخب «نه» گفتند برای استقبال از فیلمی مانند ویلایی ها بسیج عمومی  میلیونی مطرح کنند. به باور نگارنده اثر ۱۶ میلیون حریق به اختیاران، خیلی بیشتر از تلاش های  فردی خواهد بود.

حریق به اختیاران می بایست از این مهلت تاریخی به شکل معقولی سود ببرند و افسران جنگ نرم به یک عملیات تجمیعی بزرگ فکر کنند. مهلت‌های فرهنگی باعث این خیزش بزرگ خواهد شد و استقبال مردمی از فیلم ویلایی‌ها مهلت خوبی برای جمع شدن حریق به اختیاران خواهد بود.

در یک نبرد بنیادی می‌توان از ۱۶ میلیون حریق به اختیار می توان خواست جملگی برای دین فیلم ویلایی‌ها راهی سالن‌های نمایش دهنده شوند و با گسترش فروش فیلم ناگهان معادلات صنفی طرف مقابل را بر هم ریزند تا این فیلم دفاع مقدسی بازهم روی پرده سینما باقی بماند.

امیدواریم خبر “از توان ۱۶ میلیون «حریق به اختیار» به چه نحو باید استفاده کرد؟ – اخبار سینمای ایران و جهان” مورد استقبال شما قرار گرفته است. اگر دوست دارید این خبر را برای دوستان خود ارسال نمائید.

منبع

  • برچسب ها:

    به اشتراک بگذارید :

    مطلب قبل و بعد
    مطالب مشابه

    شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

    - کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
    - آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد